انسان موضوع اصلي حكمراني و حكمراني سراسر فن است.

ايده انسان سياسي، ص 30 

اصول فکر انسانی

در كتاب اصول فكر انساني مي‌خوانيم كه جهان با نخ‌هاي زمان و مكان پيچ و تاب مي‌خورد و آنها از قواعد حس پيروي مي‌كنند و همه رشته‌هاي حواس به خرد ريسيدن مي‌شود.

    فكر در راه ممكن مي‌رود و پيش از هر چيز محدوديت‌هاي انساني را پذيرفته است. در عين حال فكر تسليم محدوديت‌هاي ذهن بشر نمي‌شود و در پي ويران‌كردن مرزهاي ذهن است.

بشر چيزي را مي‌داند كه به او گفته شده كه بداند و قصد دانايي او به ندرت شكل معقول گرفته است. شايد قصد دانايي او پيش‌دانسته بوده و در شمار ناداني واقع شده است.

 درنگی درباره کتابها