دبير كل سازمان ملل متحد با توصيه شوراي امنيت و توسط مجمع عمومي انتخاب مي‌شود.

 دبير كل با توجه به وظايفي كه بر عهده دارد نمي‌تواند فردي دانا باشد و باسوادي براي اين امر كافي است.
    بان كي مون مجري سياست‌هاي سازمان بين‌الملل است. او بايد سواد اجراي دستورات را داشته باشد و برخلاف ديكته‌ها مشق ننويسد. او با سه ويژگي باسوادي، خوابگردي و گويايي شناخته مي‌شود. البته از ويژگي رايانك نيز برخوردار است كه مي‌تواند داده‌هاي شاهان اين سازمان بين‌المللي را به ذهن بسپارد و بازيابي كند.
    اگر رئيس سازمان بين‌الملل دانا باشد، اين سازمان با دشواري‌هاي بسياري مواجه خواهد شد. زيرا او فردي سياست‌شناس و سياست‌ساز خواهد بود كه ممكن است تصميماتي به مثابه انصاف بگيرد و با وجدان بيدار در منازعات بين‌المللي داوري كند.
    بان كي مون مانند هر دبير كل پيشين مشق نوشته‌ها را مي‌خواند و در صورت توانايي حتي مجال مشق‌نويسي به ايشان داده نمي‌شود. با وجود اين مشق‌خواني براي دبير كل كافي و دانايي زيان‌آور است.
    از نگاه ديگر مردان سياسي جهان كه سرمشق  سياست بين‌المللي را مي‌نويسند به مجري باسواد نياز دارند كه بخواند و بگويد و اجرا كند و جز اين مپرسد كه در امكان دانايي قرار مي گيرد.
    اعمال اين اصل براي همه رؤساي سازمان بين‌الملل رعايت شده است. يعني رؤساي ديگر اين سازمان همه باسواد بودند و اين سازمان بين‌المللي تاكنون رئيس دانا به خود نديده و شايد در دوره‌هاي بعدي هم نبيند.
    با وجود اين اصلاح فاهمه سازمان بين‌الملل با اصلاح فاهمه سياستمداران برجسته جهان امري لازم است تا دانايان برجاي خود قرار گيرند و سازمان‌هاي بين‌المللي با دانايي اداره شود. اين آرمان هرچند پسنديده است، ولي آيا مجالي داده مي‌شود كه چنين اتفاقي رخ دهد؟