1ـ برای تولید علم، ساختاری به مثابه منطق علم در کشور طراحی نشده و گفتارها در این حوزه غیرعلمی و معطوف به بازی زبانی هستند.ساختار تولید علم با اندیشه علمی میسر می شود و اگر اندیشه علمی به کمک ساختار تولید علم نیاید، طراحی ساختار علمی غیر علمی است.



2- فقر تفکر علمی موجب شد که تولید علم در فرهنگ آموزش و پژوهش ادبیاتی پیدا نکند و مستندات علمی، برنامه ریزی و مدیریت آن به صورت مرموزی دچار بازی عرفی گردند. در این بازی هم سیاستمداران میانه نقشی ایفا کردند و هم به دانش آموختگان نقشی واگذار شده است. البته ارتقای این تفکر وارونه، افق آرمانی فراروی جایگاه علمی کشور قرار نمی دهد و جالب این که در این مفهوم عرفی در صورت مسئله هم هدف گذاری علمی صورت نگرفته است.

3ـ فرایند تولید علم و عوامل مؤثر در آن هدف اصلی چرخه تولید علم و زایش علمی هستند. برای تحقق این هدف راهکار علمی ارائه نگردیده و هدف اصلی این تفکر از دستور افتاده است.

4ـ وضعیت کنونی تولید علم، وضعیتی غیرعلمی در تالار علم است. در این دوره دانش آموختگان به نحوی در توسعه دانش نقش ایفا می کنند و جالب این که فرصتی به نخبگان داده نمی شود. اگر نخبگان سکاندار علم و جامعه علمی شوند، با احیای تولید علم در توسعه دانش و تولید آن نقش مناسب ایفا می کنند.

5ـ تولید علم نه با دستوری صورت می گیرد، نه به دستوری فرو می ریزد و نه از نوع شوخ طبعی صوفیانه است. شاید هر کسی به نحوی فرصت پژوهشی پیدا کند که با این رویکرد روزگاری را صرف کند، ولی فاصله بسیاری با تولید علم دارد. کسی که زبان و منطق علم را نمی شناسد و با الفبای علم ستانی، علم پژوهی و علم سازی آشنایی ندارد و رگه شناسی علمی انجام نداده و در حوزه علم استخوانی نرم نکرده، از او کاری هر چند ساده در فرایند تولید علم ساخته نیست.

6ـ در وضعیت کنونی کشور، تحول روش علمی و احیای منطق کشف علم و تولید دانش بنیادین مانند توسعه و ترویج آن امری اجتناب ناپذیر است. روش های متداول دانشگاهی که برگردانده شده مدل عرفی غرب هستند به کلی مسخ شده اند و پاسخ گوی نیازهای علمی کشور نیستند و باید چاره دیگری اندیشید که راهگشا و فکربرانگیز باشد.
 
7ـ در مواجهه با علم دو نظریه کلی وجود دارد.

الف: مواجهه نظری که زیربنای علم است.

ب: مواجهه عملی که ریشه در مواجهه نظری دارد.

8ـ تولید علم در منطق علمی، ماهیت مفهومی دارد. این ماهیت ممکن است پژوهش های علمی را در مدل های فناوری طراحی کند و شاید در حالت مفهومی برجای بماند. در این فرایند تولید علم مساوی با تولید مفهوم است. این تولید زمانی شناخته می شود که اصطلاحات مفهومی و زبانی آن شناخته شوند. چون بین اصطلاح مفهومی و زبانی رابطه لغزش ناپذیری وجود دارد.

9ـ اصطلاحات زبانی نشانه هایی برای نمایش دادن اصطلاحات مفهومی هستند. اگر نشانه ها ناشناخته باشند، ابهامی در همایش مفهومی به وجود می آورند.
10ـ سه اصل بنیادین توصیف، تحلیل و تولید علم در طول هم قرار دارند و هر یک بستری برای پدیداری بخش دیگر هستند. این سه اصل در جامعه علمی به صورت تلازم یک به یک فراموش شدند و به صورت پراکنده نکته هایی درباره آنها گفته می شود.
11ـ تولید علم همواره با ساختار جدیدی روبرو است. اگر در تولید علم تحول ساختاری مشاهده نگردد، در پدیداری آن تردید وجود دارد.

12ـ تولید علم به دو صورت کمی و کیفی صورت می گیرد. تولید کمی، ماهیت عددی دارد و تولید کیفی به مفاهیم بنیادین ناظر است. ذهن نخست به دنبال کمیت می رود که ساده تر است و سپس تولید کیفی را که با شاکله ذهن فاصله دارد، در دستور قرار می دهد.

13ـ تولید علم زمانی میسر می شود که چارچوب نظری تفکر تغییر کرده باشد. اگر در رشته های مختلف علمی چنین تحولی مشاهده نمی شود، نشان از فقر تولید مفهوم، تفکر و فرهنگ علمی دارد.

14ـ چرا فقر مفهومی در خانه علم به وجود آمده است؟ فقر مفهومی علم حاصل تعامل خرد ایرانی با خرد عرفی غرب است. برای پویایی مفهوم علمی نخست باید احیای تفکر مفهومی در چرخه تفکر علمی به وجود آید تا برشانه این امکان،تولید مفهوم شکل گیرد. ایران در دوره باستان و اسلامی نقش مؤثری در تولید مفاهیم پایه(فلسفه، ریاضی، پزشکی و نجوم) داشته و در دوره معاصر با افول تفکر پایه و تولید مفهوم در فضای ادبیات عرفی علم دچار خوابگردی شده است.

15ـ تولید علم به احیای فرهنگ علمی نیاز دارد. فقر این تولید ناشی از فقر فرهنگ علمی است. این فقر به فقر فرهنگ تفکر درآمیخته و وضعیتی به وجود آورده که در این خانه، فرهنگ تفکر و فکر کردن بیمار شده است.

16ـ راهکار علمی تولید علم به بازنگری و نوسازی آموزش و پژوهش کشور باز می گردد. در کشور وضعی به وجود آمده که فرهنگِ آموزش و پژوهش بیمار است و در فرایند تولید علم انگیزه، دغدغه و هدف فکری وجود ندارد.

17ـ تولید علم به کمک تفکر خلاق و نخبگی فراهم می شود. اگر این تفکر جدی گرفته نشود، تفکر عرفی برجای تفکر فکری می نشیند که سرانجامی جز ترویج و توسعه علمی نخواهد داشت و در این وضعیت منطق علم و تولید علم به کلی از جریان تفکر علمی می افتد. با پدیداری این وضع، سیطره دانش آموختگی بر نخبگی شکل می گیرد و چرخه سلطه پارادایم زبان بر مفهوم هموار می گردد و بازی زبانی در فضای مه آلود فرهنگ علمی تلغی می شود.

سید یونس ادیانی adyani.ir