زماني كه از شرق سخن مي‌گوئيم ذهن متوجه داشته‌هاي شرقي مي‌شود. اين نگرش راه بازگشتن به اصل را براي انسان شرقي هموار مي‌كند.

     با اين نگاه پرسيده مي‌شود اصالت شرق چيست؟ اصالت شرق به معناي هويت شرقي با رويكرد سرشتي است. اين هويت در واقعيات انساني چيزي است كه شرق با آن خوانده، نوشته و گفته مي‌شود.
   ساده‌ترين اصالت شرقي به سرزمين شرق معطوف است. اين سرزمين با هويتي به نام شرقي خوانده مي‌شود كه محتواي مفهومي خود را در ادبيات انساني دارد.
   براين اساس پرسيده مي‌شود محتواي شرقي چيست؟ محتواي شرقي به ريشه ادبي، هنري و اخلاقي برگونه شهودي مربوط مي‌شود. با اين برداشت در شرق اصالت به كشف و شهود برپايه امر قدسي داده مي‌شود.
    ريشه شرقي چه واقعيت‌هايي را مي‌نماياند؟ انسان شرقي با سياست‌ شرقي شناخته مي‌شود. اين سياست، انسان سياسي شرقي را با اجتماعات سياسي ترسيم مي‌كند. در اين عرصه به چند مواجهه اصولي بايد توجه كرد:
   الف) مواجهه متافيزيكي كه انسان شرقي ذهن متافيزيكي دارد و به امر قدسي دلبسته است.
   ب) مواجهه اخلاقي كه انسان شرقي ساختاري اخلاق‌مدار دارد و از امر اخلاقي پيروي مي‌كند.
   ج) مواجهه سياسي كه انسان شرقي براساس ميراث برجاي مانده ايران باستان، انديشه‌اي مبتني بر سياستنامه‌، پندنامه و اندرزنامه‌ داشته و سياستمداران با عمل به آنها سنجيده مي‌شدند. اين مواجهه نشان مي‌دهد كه سياست‌ها براي انسان طراحي مي‌شدند و انسان اصل اول در سياست‌ها به حساب مي‌آمد.
    د) مواجهه امر سياسي كه تابع امر الهي بوده است. در عين حال انسان شرقي امر سياسي را به مثابه امر واقعي طراحي مي‌كرد و همان معيار سنجش عمومي به حساب مي‌آيد.