در فرهنگ تفكر هرچند فقر تفكر فرهنگي وجود دارد، اما فكر فرهنگي امروز هنوز در دايره آن واقع نشده است. فكر كنوني در گردابي فرو رفته كه فاقد فرهنگ فكري است و در آن ايده‎هاي بنيادين و اثربخش به چشم نمي‎خورد.

 با اين تلقي فرهنگ امروز چنان سامان‎يافته كه راه ورودي به تفكر نمي‎دهد و سياست‎هاي فرهنگي بدون پشتوانه تفكر فرهنگي بنياد يافته و در نتيجه از عمق و ژرفاي وجودي بازمانده است. يعني امروزه فرهنگ بدون فكر فرهنگي به وجود آمده كه قابليت دفاع‎پذيري ندارد.
    فرهنگ ريشه در درخت هستي دارد كه تنه و شاخه‎هايش بر روي آن واقع شده‎اند. اگر درخت ريشه نداشته باشد، بنيادش بر باد است. اكنون اين اتفاق رخ داده و بنياد فرهنگ دستخوش لغزش و در مواردي فرسايش شده است.
  فرهنگ امروز چنان از تفكر فاصله گرفته كه فرض تفكر فرهنگي با بنيادهاي فرهنگي دور از احتمال منطقي است. به طوري كه هر چه زمان مي‎گذرد بر دامنه كوير تفكر فرهنگي افزوده مي‎شود.
فقر فرهنگ ناشي از سياست‎هاي فرهنگي است. اين سياست‎ها اكنون در لايه‎هاي دروني جامعه نفوذ كرده و در نتيجه فرهنگ و تفكر فرهنگي بيمار شده است.
بر اين اساس لازم است در فرهنگ چند اصلاح بنيادي رخ دهد:
1-اصلاح بنيان‎هاي عقل فرهنگي برپايه عقل ناب،
2-اصلاح روش فكركردن در اصول بنيادين فرهنگي،
3-اصلاح سياست‎هاي فرهنگي با رويكرد عقل فرهنگي،
4- اصلاح فاهمه مردان سياسي، سياستي و مديران ارشد و ميانه حكمراني در حوزه فرهنگ.