الكساندر گلييويچ دوگين مشاور عالي ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه است. وي ذهني سياست‌ساز با رويكرد سياستي و سياست‌شناسي براساس الگوهاي آسيايي با نمادهاي مذهبي دارد.

   دوگين در حال حاضر دامنه نفوذ گسترده در كشورهاي همسايه به وجود آورده تا حاشيه امني براي كشور روسيه باشد. فهم بنيان سياست‌هاي دوگين امري دشوار و پيچيده است و او با هوش‌مندي آن را با تفكر مذهبي پيوند زده است. زيرا او به خوبي مي‌داند كه در اين كشورها راهبرد سياست مذهبي به مراتب از ديگر سياست‌هاي راهبردي اثربخش‌تر و اثرگذارتر است.
   دوگين با چند ويژگي اساسي شناخته مي‌شود:
1-دوگين مشاور عالي‌ترين مقام سياسي و سياستي كشور روسيه است كه نفوذ ويژه در انديشه‌ها و باورهاي پوتين دارد. اين نفوذ چنان گسترده است كه برخي باور دارند كه سياست‌هاي كلان روسيه با تدبير وي طراحي، نوشته و اعمال مي‌شود و او در حقيقت پس‌زمينه سياست‌هاي كلان و بنيادين اين كشور است. شايد بي‌حكمت نيست كه سياست‌سازان غربي‌از او تنفر دارند و بهتر از ما نقش و دامنه تأثيرگذاري او را در لايه‌هاي تفكر رئيس جمهور پوتين مي‌دانند.
2-دوگين به نحوي طراح حزب اوراسياست كه در واقع سمبل افراطي‌ترين ناسيوناليست روسي است. او هم اكنون با نفوذ‌ترين ايدئولوك و نيز پرشورترين ناسيوناليست افراطي در ميان روشن‌فكران روسي به شمار مي‌رود. وي درصدد است كه تصوير جهاني از روسيه ارائه دهد كه در اين سياست كشورهايي مانند ايران نه هم بازي روسيه كه در كنار اين كشور قرار مي‌گيرند. از نظر دوگين روسيه مركز جهان جديد است و ديگر كشورها در پهناي اين جهان واقع شدند و مي‌توانند با همراهي از پرتوهاي آن سود ببرند.
3-در دوره جديد نفوذ دوگين در كشورهاي همسايه با نوعي از تفكر سياسي و سياستي نيز همراه شده است. او براي طراحي و اعمال اين سياست نفوذ با طرز تفكر جامعه‌شناسانه عمل كرده تا جاده را براي ورود سياست‌هاي كلان پوتين كه به ظاهر نرم و لطيف به نظر مي‌رسد هموار كند و خود بنا به راه و رسم ارباب‌هاي جهان بر موج‌ها سوار شوند و شلاق بزنند.
  دوگين ذهني سياست‌پيشه، سيال، منعطف، خلاق  و عميق دارد. او با سياستي در ميان باسوادان ايراني و به ويژه در رسانه‌هاي متفاوت دولتي و غير دولتي نفوذ ويژه پيدا كرده و متأسفانه اثر عميقي نيز برجاي گذاشته است.
   ضمن اين كه در مراكز مذهبي و ديني و دانشگاهي و تا حدودي پژوهشگاهي رخنه كرده است. البته رگه‌هايي از نفوذ سياستي و فكري وي در انديشكده‌ها و كانون‌هاي تفكر و نيز اتاق فكرها ديده مي‌شود. از سوي ديگر به نحوي در مراكز حكومتي نيز نفوذ كرده و در مجموع سياست‌هايش در ايران خوش‌اقبال بوده است.
  اكنون اين خوش‌اقبالي كه با سياست پيش‌دستانه‌اي در كشور همراه نشد، سخت نگران‌كننده و شايد نااميد كننده است. با اين نگاه همان‌گونه كه طرز تفكر چامسكي و برژنسكي با چراغ خاموش در كشور ورود مي‌يابند و با سياستي خميده اعمال مي‌شوند و اغلب اقبال عمومي را به همراه دارند و نيز ممكن است كشور را در معرض تهديد و خطر جدي قرار دهد؛ سياست‌هاي دوگين نيز كه به صورت خميده مي‌آيد و مي‌رود در همين موقعيت قرار دارد. 
  با وجود اين حساس شدن به سياست‌ها و نفوذ همه جانبه دوگين در لايه‌هاي مختلف حكمراني و نيز در عرصه‌هاي مختلف سياسي و سياستي كشور و حتي در مراكز شبه روشن‌فكري مذهبي اصلي لازم است. ضمن اين كه توصيه مي‌شود به مشاوران عالي يك كشوري با چنين تفكر بزرگي نبايد فرصت داد كه به پيچ و مهره‌هاي كشور نزديك شوند و درصدد باز كردن آن برآيند كه فرصت جابجايي يا رويارويي را به حداقل ممكن برسانند.