در ايران ضرورت كانون‌هاي تفكر به جريان‌شناسي تفكر باز مي‌گردد.

هر چند رگه‌هاي بنيادين فكر در دوره‌هاي مختلف با گرايش‌هاي متفاوت رويش نو به نو داشته، اما چندان قوامي نداشته كه در به وجود آوردن دانش‌هاي بنيادين و چرخه افكار مردم در حوزه عمومي و حكمراني اثرگذار باشد.
   در روند تفكر دو فقر جدي سايه افكنده بود: يكي فقر تفكر پايه و ديگري فقر تفكر ابزاري بوده است.
   فقر نخست بر كوير دانش‌هاي بنيادين افزود و دومي موجب دور شدن مردم از تفكر حكومتي و سازوكارهاي حكمراني شده است. فهم اين دو كوير در خانه فكر كساني را برانگيخت كه  براي پديداري طاعون فكر در كشور چاره‌انديشي لازم كرده باشند.
   در ايران باستان و دوره اسلامي درخشش فكر چنان گسترده و عميق بود  كه متفكرين برجسته شرقي و غربي را به تحسين برانگيخته است. در آكادمي علوم روسيه، پژوهشي انجام شد كه در آن از هزار دانشمند ايراني ياد گرديده است. در غرب، انديشه‌هاي ابن‌سينا به ويژه ‹‹منطق موجهات›› و ‹‹داروسازي›› مورد توجه قرار گرفته است. درخشش فارابي در فهم هستي براساس تشخّص آن و موسيقي، رازي در كشف الكل، ابوريحان بيروني در كشف اين كه زمين كروي و مركز  جهان نيست و به دور خود و خورشيد مي‌چرخد يا خوارزمي كه پايه‌گذار علم جبر و مقابله است و الگوريتم از نام ايشان اقتباس شده يا خيام در رياضي، خواجه نصير طوسي در نجوم و فعاليت‌هايش در رصدخانه مراغه و شيخ بهايي در راز گرم كردن حمام با شمع و  كشف گاز و توسعه دانش مهندسي و هندسه و كمال‌الملك در نقاشي از جمله نقش‌هاي بي‌نظير دانشمندان ايراني در افكار، علوم  و هنر جهاني بوده است.
   در اين چند صد سال اخير هرچند تلاش‌هايي صورت گرفت، اما فقر تفكر و چرخه انديشيدن به مرور گسترده شد و فهم اين حقيقت تلخ، اذهاني را حساس كرد كه به احياي فكر و دانش ايراني و جهاني برآيند.
   در دوره جديد پژوهشگاه‌ها و دانشگاه‌هايي با مدل غربي در كشور تأسيس شدند تا راهكاري براي حلقه مفقوده فكر و دانش بيابند، اما چنانكه بايد اثرگذار نبودند و همچنان بر دامنه كوير فكر و دانش افزوده شد. از سوي ديگر جابجايي روش‌ها و راهكار نيز نتوانست گره از كم سويي فكر و دانش در كشور بگشايد و راهبرد ترجمه نيز در گِل‌و‌لاي فرو رفته و خميده شد و  فكر و مدل جمع‌انديشي قامت راست نكرده است.
   اين فكربرانگيزي نشان داد ما در حال فكركردن هستيم و رگه‌اي از فكر و دانش براي نوسازي كشور در اختيار داريم، نقطه اميدي براي اميد ساختن جديد بوده است. اين اميد يأس را از اذهان شست و آنها را متوجه اين واقعيت كرد كه افكار و دانش‌هاي گذشته مصرف شدند و براي توليد فكر و دانش بايد قدمي برداشت. اين حركت به شكل همه‌جانبه در كشور روييدن گرفت و هر كس با آگاهي از اين كه در كجا ايستاده از همانجا آغاز كرد، هرچند آغازي روش‌مند و معطوف به فكر بنيادين نبوده است.
   در اين دوره دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌هاي مختلفي با رويكردهاي متفاوت تشكيل شدند و اين رويكردها راهبردي و عملياتي بودند و تا حدودي فكر در سراي كشور سايه‌گستر شده است. اين تلاش‌ها همگي در سطحي موفق بودند و مسئله كانون تفكر در كشور را با عناوين ديگري مانند اتاق فكر و انديشكده ضرورت بخشيدند و به نحوي پيدايي آنها چاره‌ناپذير شد.
   شكل‌گيري كانون‌هاي تفكر چندجانبه بود و عرصه‌هاي مختلف علمي را با خود همراه ساخته است. به طوري كه اكنون در كشور مجموعه‌هايي از كانون‌هاي تفكر آموزشي، پژوهشي، رسانه‌اي و تا حدودي حكومتي‌– تقنيني نيز وجود دارد. اين كانون‌ها هرچند بر اساس نياز و ضرورت كشور به وجود آمدند، اما چنانكه بايد در آنها ايده‌هاي فكر بنيادين شكل نگرفت و دستخوش سازوكارهاي ستاد بحران يا مشاوره يا بازوي آموزشي و پژوهشي و در مواردي رسانه‌اي مديران ارشد سياسي، اجرايي و اقتصادي شدند.
   يدايي اين فقر در كانون‌هاي تفكر موجب شد كه ايده‌هاي اوليه كانون تفكر بومي برپايه ايده‌ستاني، ايده‌پژوهي براي ايده‌سازي بر پايه مهندسي مفهوم‌ستاني، مفهوم‌پژوهي و مفهوم‌سازي ضرورت خود را نشان دهد. فهم اين ضرورت كمك كرد كه مدل بومي كانون تفكر براساس نيازها و اقتضائات كشور شكل گيرد و به حداقل نيازها پاسخ حداقلي داده شود.
   كانون تفكر هرچند بنا به تصور كساني پُلي ميان سياست و تفكر دانسته شد، اما اين تصور راه ميانه كانون‌هاست. به ويژه اين كه كاركرد بنيادين ندارد. كانون‌هاي تفكر براي مدل‌هاي جمع‌انديشي درباره مسئله يا پرسش واحدي طراحي مي‌شوند. بر اين اساس هدف اوليه كانون‌هاي تفكر، توليد فكر و دانش و متعاقب آن پُلي ميان تفكر و سياست است.
   در شكل‌گيري و تعميق كانون‌هاي تفكر بومي نياز به آشنايي اجمالي با كانون‌هاي تفكر برجسته جهان بود تا برشانه تجربيات آنها كانون‌هايي معطوف به تفكر در كشور روييدن گيرند. براي اين آشنايي ‹‹ميز كانون تفكر›› در دفتر پژوهش‌هاي بنيادين حكومتي در مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي تأسيس شد.
   اين ميز با هدف آشنايي نمايندگان ملت و پژوهشگران كشور با كانون‌هاي تفكر جهان طراحي شد. هدف اوليه اين بود كه زمينه شكل‌گيري اين كانون‌ها در جهان و به طور مشخص در چند كشور شرقي و غربي مورد بررسي قرار گيرند و متعاقب آن اهداف، آرمان‌ها و كاركردها به پژوهش گذاشته شوند. اين شيوه درباره چند كانون تفكر اعمال شد و نتايج قابل توجهي به دست آمد.
   در اين ميز مدل‌هاي شرقي و غربي كانون‌هاي تفكر همزمان مورد بررسي قرار مي‌گيرند كه تاكنون مدل شرقي چين و ژاپن و غربي آمريكا و آلمان مورد بررسي قرار گرفته‌اند. در حال حاضر كانون‌هاي تفكر روسيه و انگلستان در دستور مطالعه اين ميز كانوني قرار دارند.
   در اين ميز  فكري 9 كشور كه 5 كشور شرقي و 4 كشور غربي براي مطالعه و پژوهش در دستور قرار دارند كه علاوه بر كانون‌هاي تفكر، مدل‌هاي آينده‌پژوهي و مدل‌هاي حكمراني اين كشورها نيز مورد بررسي قرار خواهند گرفت تا به تعميق تفكر، آينده‌نگري و حكمراني در كشور كمك كند. البته اين تلاش‌ها نه براي تقليد از روش‌ها و انديشه‌هاي شرقي يا غربي، بلكه براي آن است كه مدل بومي ايراني فكر برشانه تجارب بشري قرار گيرد تا افق‌ها واقعي‌تر ديده شوند.
   از سوي ديگر چنانچه واقعيت‌هاي جهاني ديده نشوند ما نيز در جهان كنوني ناديده گرفته خواهيم شد و در نتيجه مدل در جا دويدن يا به دور خود چرخيدن را تجربه خواهيم كرد. در عين حال اميدهاي تازه در كشور وزيدن گرفته است و سازمان‌هاي علمي كشور مانند مركز پژوهش‌هاي مجلس، فرهنگستان علوم، جهاد دانشگاهي، بنياد ملي نخبگان، الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت و انديشكده نفت و شريف و... در اين حوزه فعال شدند.