بنياد انديشه فارس براي همگرايي فارسي زبانان در مناطق فارسي زبان جهان است.

 اين بنياد به دنبال طرح رويه واحد با اعمال سياست‌هاي سازگار در ميان فارسي زبان خواهد بود.
     در اين بنياد نخبگان فكري، علمي و فني گرد هم مي‌آيند و سياست‌هاي ملي، منطقه‌اي و بين‌المللي را برگونه منافع جمعي تهيه مي‌كنند. با اين رويكرد بنياد انديشه فارس از فرهنگستان‌ها و اتحاديه‌ها اهميت بيش‌تري خواهد داشت.
    در اين بنياد دامنه كهن زبان فارسي و علل درجا زدن و بازگشت به سرچشمههاي اصلي مورد بررسي قرار مي‌گيرد. اين موضوع از سه جهت بايد مورد توجه ارباب خرد واقع شود:
1-    علل توسعه زبان فارسي در حوزه مديترانه، آسياي ميانه و شبه جزيره هند چه بوده است؟
2-    علل شكست و عناصر تعييني فرو نشست زبان فارسي ناشي از چه سياستي بوده است؟
3-    استراتژي كنوني براي برون رفت از اين گِل‌و‌لاي فكري، علمي و فني چيست؟
    با وجود اين بررسي انديشه فارسي به روايت تاريخي از ايران تا حوزه مديترانه و شبه جزيره هند را در بر مي‌گيرد. ضمن اين كه شامل كشو‌رهاي آسياي ميانه نيز مي‌شود.
    كشورهاي فارسي زبان (مانند تاجيكستان، افغانستان و تا حدودي پاكستان) يا تحت تأثير از ادبيات فارسي بايد در چند لايه مورد بررسي قرار گيرند:
1-    ايده فارسي زبانان در ادبيات فارسي كه تاكنون چه ايده بنياديني به وجود آمد و تا چه اندازه در عرصه فلسفه، علم و فن تأثيرگذار بوده است.
2-    تفكيك انديشه از ايده‌ تا فهم شود كه انديشه برآمده از ايده است. يعني انديشه‌ها زيرساخت ايده دارند و ايده بنيان انديشه‌ها را تشكيل مي‌دهد.
3-    بررسي ايده و انديشه بايد با تاريخ زبان كهن فارسي انجام شود و به لحاظ كمي و كيفي و نيز بنيادي، راهبردي، عملياتي و نيز اثربخشي مورد توجه قرار گيرد.
4-    زبان فارسي با دو نوع ادبي و تخصصي بايد ترويج شود. اين زبان در سه لايه ايده‌، انديشه و علم خواهد بود. در عين حال هريك زبان ويژه خود را دارند كه با آن نوشته، خوانده و گفته مي‌شوند.
5-    توسعه و ترويج ادبي، فلسفي، علمي و فني از ديگر اموري است كه بايد در بنياد انديشه فارس مورد بررسي قرار گيرد.
6-    احياي ادبيات فارسي با رويكرد تاريخي برگونه زبان منطقي است. اين احياي ادبي بايد با ريشه تاريخي اين زبان دنبال شود تا شايد مجددا حيات دوباره در آن دميدن گيرد.
7-    بنياد انديشه فارس بايد مبتني بر تفكر كانوني باشد. يعني در اين بنياد بايد مدل‌هاي جمع‌انديشانه و اثربخش در دستور كار قرار گيرد. از نگاه ديگر اين بنياد نبايد كاركرد دايره‌المعارفي، فرهنگستاني و اتحاديه‌اي داشته باشد كه كارآيي لازم را نخواهد داشت و بايد سراسر فكري، علمي و فني باشد.
8-    اين بنياد بايد با محوريت كشور ايران كه كانون زبان فارسي است مديريت شود و در عين حال لازم است تابع سياست‌هاي مفاهمه‌اي باشد.