سازمان محيط زيست براي تداوم زيست محيطي طراحي شده است.

 اين سازمان در گذر زمان هويت و كاركرد متفاوت يافته و موجبات نگراني علاقه‌مندان به محيط زيست را برانگيخته است.
نگراني از اين سازمان چندجانبه است:
الف: نگراني مديريتي كه فقر مديريت زيست محيطي در اين سازمان موج مي‌زند. اين فقر چنان در بدنه مديريتي نفوذ كرده كه گويا كسي از آن مصون نمانده است. مديريت اين سازمان به لحاظ علمي، كارآيي  زيست محيطي و حافظ منافع ملي بودن بايد بازخواني شود و اين اتفاق بايد در تمامي دوره‌هاي گذشته بيفتد تا رؤسا، معاونين و مشاورين اين سازمان پاسخگو باشند.
ب: نگراني برنامه‌ريزي و عمل طبق برنامه‌هاست. اين بخش لايه‌هاي مختلفي دارد كه نبايد از چشمان روشن‌انديشان دور بماند.
ج: نگراني از امتيازهايي است كه داده مي‌شود. اين نگراني جدي و ذهن‌شكن است. در اين مقطع لازم است هم مروري بر امتيازهاي داده شده انجام گيرد و هم سازوكاري براي وضعيت كنوني و فردايي طرح شود.
د: نگراني از آينده ناآمده است. زيرا زماني كه ديروز چنان باشد و امروز چنين، خدا مي‌داند كه فردا چه خواهد شد.
با وجود اين پرسيده مي‌شود:
1-  مديريت زيست محيطي كشور چگونه است؟
2-  چه مدل‌هايي از مديريت زيست محيطي بازخواني شدند؟
3-  عناصر تعييني مديريت زيست محيطي بومي كدامند؟
4-  چه برنامه‌هاي مشخص براي دهه‌هاي آينده زيست محيطي وجود دارد؟
5-  اين برنامه‌ها تا چه اندازه با شاخص‌هاي واقع‌گرايي كشور سازگارند؟
6-  آيا سازوكارهاي روش‌مند براي امتيازهاي زيست محيطي طراحي شده‌اند؟
7-  آينده محيط زيست كشور چگونه است؟
8-  چه ايده‌هايي براي آينده محيط زيست در دستور مطالعه قرار دارند؟