آيا فرهنگ انتخابات بيمار است؟
چرا فرهنگ انتخابات بيمار شده است؟
آيا ناشي از فقر بنيادهاي فرهنگي است؟
چرا بيماري در فرهنگ انتخابات نفوذ كرده است؟

آيا در سازمان انتخابات فرهنگ پويا وجود دارد؟
فرهنگ كنوني انتخابات از چه نوعي است؟
 آيا تلفيقي از مشاركت، ممارست، سياست‎ورزي و محبت عمومي است؟
چرا فقر سياستي در فرهنگ انتخابات شكل گرفته است؟
 آيا در انتخابات ايده فضيلت، خير و سعادت وجود دارد؟
آيا فرهنگ انتخابات از فقر فرهنگ معنويت رنج مي‌برد؟
چرا اين ايده فرهنگ معنويت در فرهنگ انتخاباتي از دستور افتاده است؟
اين فقر ناشي از چيست؟
آيا ايده بنيادين فضيلت است؟
فضيلت چيست؟
آيا فضيلت، دانايي همراه با حكمت و خير است؟
اين فرهنگ اكنون كجاست؟
آيا چيزي جايگزين فضيلت شده است؟
چه چيزي جايگزين اين ايده بنيادين شده است؟
با وجود اين چه چيزي جايگزين فضيلت شده است؟
جايگزين فرهنگ فضيلت چه چيزي را مي‎جويد؟
آيا در راه ناداني واقع شده است؟
 آيا به دنبال باسوادي است؟
 آيا با اين راهبردها مي‎توان در انتخابات راه ورودي پيدا كرد؟
آيا انتخابات كنوني در جهان امروز نافع است؟
آيا اين انتخاب‌ها در شمار نافع بودن واقع شده‌اند؟
چرا انتخابات كنوني از نافع‎بودن برافتاده است؟
 با وجود اين پرسيده مي‌شود كه هدف از برگزاري انتخابات چيست؟
 آيا براي مشاركت و بهره‎بردن از منافع عمومي است؟
آيا در انتخابات منافع عمومي دنبال مي‌شود؟
آيا تصوير روشني از منافع ملي وجود دارد؟
چرا در انتخابات منافع عمومي دنبال نمي‎شود؟
 انتخابات چه هدفي را دنبال مي‎كند؟
آيا براي برگزيدن بهترين قانونگذار و مجري قانون است؟
آيا اين هدف با مدل‎هاي كنوني انتخابات تأمين مي‎شود؟
اگر اين هدف تأمين نمي‎شود چه اصراري كه ادامه يابد؟
اگر اين شيوه دنبال نشود، چه روشي بايد در دستور كار قرار گيرد؟
 آيا انسان امروز به نظام انتخابات تخصصي نياز دارد؟
 اين انتخابات چگونه تبيين و اجرايي مي‎شود؟
 آيا مي‎توان مجلس قانونگذاري را در سه لايه طراحي كرد؟
 آيا انتخابات استاني از انتخابات شهري مناسب‎تر است؟
آيا انتخابات شهري دستخوش منافع محلي مي‎شوند؟
 آيا از دغدغه ملي فاصله مي‎گيرند؟
آيا انتخابات استاني به شكل ديگر دچار همين مشكل نمي‌شود؟
 آيا با عبور از اين مدل مي‎توان از مدل كشوري سخن گفت؟
مدل انتخابات كشوري چگونه اتفاق مي‎افتد؟
آيا در اين مدل انتخابات برپايه كميسيوني برگزار خواهد شد؟
چگونه مي‎توان از نظام انتخابات تخصصي، نماينده متخصص و انتخاب تخصصي سخن گفت؟
آيا اين نظام انتخاباتي به عقل جمعي معطوف است؟
چه ملاكي براي سنجش انتخابات وجود خواهد داشت؟
 آيا عقل سياسي سنجش اول است؟
آيا ممكن است آشنايي با قانون اساسي سنجش دوم به حساب آيد؟
 اگر اين دو فرض درست باشد آيا ممكن است كه آشنايي با تاريخ پارلمان و ادوار قانونگذاري كشور سنجش سوم محسوب شود؟
آيا نماينده بايد دانا و متخصص باشد؟
 چگونه تخصص نماينده سنجيده مي‎شود؟
 آيا نماينده بايد نامزد كميسيوني باشد؟
آيا نسبت به عضويت كميسيون بايد تخصص داشته باشد؟
 آيا شرط عضويت ‎داشتن تخصص است؟
آيا علاوه بر باسوادي نامزد چرخه دانايي را مي‎توان ملاك سنجش قرار دارد؟
چگونه اين اصل معيار سنجش مي‎شود؟
 آيا لازم است هر نامزد از يك استاد تمام غير دولتي در كنار گواهي اشتغال، گواهي دانايي دريافت و ارائه شود؟
 با وجود اين انتخاب تخصصي چگونه شكل مي‌گيرد؟
 آيا ممكن است 21 سالگي كه احساس رأي‎داشتن با توجه به شكل‎گيري باسوادي، دانايي، تخصص و تجربه، زمان مناسبي براي برگزيدن نماينده است؟
آيا در اين دوره با تعويض شناسنامه و حك تخصص، باسوادي، دانايي و تجربه شرط لازم است؟
آيا با اين شناسايي مي‎توان در انتخابات ورود پيدا كرد؟
 آيا انتخاب بايد طبق تخصص، توانايي و تجربه كه در شناسنامه حك شده برگونه عضويت تخصصي نامزدها انتخاب كند؟
 آيا برگزاري انتخابات تخصصي منهاي حزب ممكن است؟
 آيا احزابي كه در كشور وجود دارند، توانايي و كاركرد خزبي دارند و براي اين امر نافع  خواهند بود؟
اگر نافع نباشند چه احزابي بايد طراحي شوند كه به نيازهاي كشور پاسخ مناسب دهند؟
آيا كانون‎هاي تفكر برتر از احزاب خواهند بود؟
 آيا به جاي احزاب سياسي كانون‎هاي تفكر سياستي مناسب‎تر عمل مي كنند؟
بنابراين چه بايد كرد؟
 آيا تلفيق حزب با تفكر كانوني براي نياز امروز و فرداي كشور لازم است؟
با وجود اين تا چه اندازه براي تفكر كانوني در امر تقنين و اجراي قانون ارزش عملي قائل هستيم؟
آيا تفكر در سياست امري لازم است؟ در سياست‌ها كنوني تا چه اندازه اثرگذار است؟
آيا ممكن است پارلمان به كانون تفكر تبديل شود؟
براي تحقق اين امر چه سياستي را بايد طراحي كرد؟
آيا تاكنون به اين موضوع فكر كرده‌ايم؟
به هر حال ما در راه شناخته مي‌رويم يا ناشناخته؟