چرا حق تنها مانده است؟

 حق تنهاست و با تنهاهاست. تنهايي حق ريشه در تنهايي حق ناب دارد. او تنهاترين تنهايي‎هاي ممكن در جهان امكان است.
حق تنهاست و تنهايي را دوست دارد. تنهايي شاخص وجودي هر آفريده است و هركس با آن ديده مي‎شود.
امام حسين(ع) حق تنها بود و در دوره‎اي اين حق تنها مانده و در تنهايي ديده شده است. او در تنهايي با تنهايي خطر كرده است. او تنهايي را ديد و احساس كرد كه تنهايي به خطر افتاده و به دفاع از تنها برخاست.
امام حسين(ع) در كشمكش تنهايي متوجه تنها ماندن خود شد. او دريافت كه حق تنهاست و حقيقت در ميان تنهاها، تنها مانده است. او به رغم اين كه مي‌دانست در دفاع از حق الهي تنهاست، راه سخت احياي حقيقت را در حكمراني برگزيد و با خون خود و همراهان بر كالبد مرده جامعه سياسي حيات مجدد دميده است.
او مي‎دانست كه در اين كشمكش به شكل ظاهري تنهايي راه به جايي نمي‎برد، ولي برخاست و پيام امر به معروف و نهي از منكر را اعلام كرد. او همه پيام‎هاي اعلامي و اعمالي را متوجه اين حقيقت كرد كه اگر در دفاع از حق تنها شديد و فقط خود و خانواده و چند نفر از همراهان برجاي مانده‎اند بايد از حق دفاع كنند و عذري موجه نيست. زيرا دفاع‎كردن از حق به منزله دفاع‎كردن از مقام انساني است. اين مقام جايگاهي است كه خداوند او را به جانشيني خود در زمين برگزيده است.