چه كسي مدير باسواد است؟ مدير باسواد كسي است كه مي‌خواند، از خوانده‌ها ياداشت بر مي‌دارد و در محفلي ديگر آن را بازخواني مي‌كند. اين مدير در واقعيات اجتماعي و مناسبات انساني به مدير نادان تمايل دارد.
    مدير نادان كيست؟ مدير نادان فقط نوشته‌هاي ديگران را مي‌خواند. كارشناسان براي اين مدير مسائل طرح در جلسه و سخنراني مي‌نويسند و او در محافل اداي باسوادان را در مي‌آورد. در هر حال اين دو مدير نه چيزي مي‌دانند و نه مي‌دانند كه نمي‌دانند.
    مدير باسواد سرگردان ميان دانايي و ناداني است. اين اتفاق اكنون در بسياري از سطوح مديريتي كشور رخ داده كه تأسف عميق دانايان را برانگيخته است.
    مدير باسواد به لحاظ قابليت‌ها در شمار نادانان به حساب مي‌آيد. اين مدير در جهان واقعيت‌ها از مديريت بايد دست بشويد و بيش از اين با فعاليت‌هايش جامعه انساني را تخريب نكند.
    نكته اين است كدام سازماني تاكنون مدير دانا به خود ديده است؟
   آيا سازمان محيط زيست مدير دانا ديده است؟
   آيا تجربه‌اي از مديريت دانا در نهاد رياست جمهوري مشاهده شده است؟
   چرا مدير دانا و توانا ناياب است؟
   آيا مديراني كه تجربه يك دهه مديريت دارند، مدير توانايي بوده‌اند؟
   اگر چنين است چرا حوزه مديريت آنان مي‌لنگد؟
   آيا اين مدت از مديريت براي آزمون و خطا دوره كمي است؟
   چرا تاكنون در نهاد رياست جمهوري مديريت باسوادي به مديريت دانايي اصلاح نشده است؟
   چرا مركز تحقيقات نهاد رياست جمهوري از اين مشكل رنج مي‌برد؟
   چرا اين اتفاق در سازمان محيط زيست رخ نمي‌دهد؟
   آيا در كشور مديريت زيست‌محيطي وجود دارد؟
   اگر در اين سازمان محيط‌بانها نباشند، دستخوش چه اتفاق‌هايي خواهد شد؟
   آيا ممكن است در آن موقع ضرورتي براي وجود اين سازمان باشد؟
   چرا اين سازمان به خود مديريتي رو آورده و محيط‌بانها را از دستور انداخته است؟
   آيا توجه به يقه سفيدها ضروري‌تر است؟
   چرا فقط يقه سفيدها در اين سازمان حق حيات دارند؟
   چرا در اين سازمان يقه سفيدها به ثروت ميلياردي مي‌رسند؟
   براستي ميلياردرها با عناوين مديريتي در اين سازمان چه مي‌كنند؟
   آيا از خود پرسيده‌ايد كه اين افراد چگونه به ثروت ميلياردي رسيده‌اند؟
   كساني كه پيش از يك دهه و نيم گذشته لنگ يك لقمه نان بودند، چه اتفاقي افتاده كه در اين سازمان به ثروت ميلياردي دست يافته‌اند؟
   آيا مي دانيد كه اين ثروت از حلقوم چه كساني بيرون كشيده شده است؟
   آيا ممكن است به دلايل قابليت مديريتي به اين ثروت‌ها دست يافته باشند؟
   من چيزي نمي‌دانم آيا شما چيزي مي‌دانيد؟
   آيا بناست كسي چيزي بداند؟
   با دانستن چه اتفاق مي‌افتد؟
   آيا همه اين دردسرها ناشي از مديريت باسوادي بجاي مديريت دانايي است؟
   به هر حال چه بايد كرد؟