دزد مدير كسي است كه مهارت ويژه در غارت و چپاول اموال ملت دارد و به كلي فاقد هرگونه شرم و حياي انساني است. اين مدير نخست مديريت را دزديده و متعاقب آن اقدام به غارت ثروت و منافع ملي كرده است.

 

    دزد مدير هرچند باسواد است و گواهي‌هاي متعدد اشتغال دانشگاهي در اختيار دارد، اما انساني به تمام معنا نادان است. او دغدغه دانايي ندارد و باسوادي كارش را پيش مي‌برد.

    دزد مدير اغلب در مديريت‌هاي دولتي سايه مي‌ا‌‌ندازد و بخش شبه خصوصي مي‌سازد و در آنجا ثروت ملت را جابجا مي‌كند. او هرچه در نظر آيد با مهارت تمام مي‌دزد و فن دزدي را به مراتب از فن مديريت بهتر مي‌شناسد و نماد يك انسان بيمار رواني است.

    از ويژگي‌هاي اين مدير اين است كه به سرعت به ثروت ميلياردي مي‌رسد و نيم دهه يا يك دهه زمان براي او كافي است.

    دزد مدير انساني شريف به نظر مي‌رسد. او ميلياردي مي‌دزد و ريالي از ثروت دزديده شده مي‌بخشد تا در محافل عمومي از او تقدير كنند و در اين ميان بي‌شرمي و بي‌حيايي كه در غارت و چپاول اموال كشور انجام داده در دستور قرار نگيرد.

    دزد مدير در همه جا حاضر است. او علاوه بر اين كه در دزدي ثروت ملي مهارت دارد، در دزد كردن ديگران نيز از مهارت ويژه‌اي برخوردار است. به طوري كه كساني پيرامون او تجمع ميكنند كه از حداقل قابليت دزدي برخوردار باشند.

    دزد مدير از منافع ملي سخن مي‌گويد و همراه با ادبيات محيط زيست به فعاليت مي‌پردازد. او اهل شكار است و بسيار شكار مي‌كند كه فن دوم او محسوب مي‌شود و در خانه‌اش سرهاي حيوانات و پرندگان براي نمايش مهمانان آويزان است تا مهمانان خود را با آن وفق دهند.

    دزد مدير براي هر كارش مجوز دارد. او بي‌مجوز دست به كاري نمي‌زند تا متهم به بي‌قانوني شود. از نظر او دزد وجود ندارد، هرچند كه دزدي وجود دارد و كسي كه به ثروت ميلياردي مي‌رسد حق اوست.

    دزد مديرها در دولت‌ها آشيانه مي‌كنند كه بسياري از آنان تاكنون بازنشسته شده‌اند. تجمع آنان در شركت‌هاي نفت‌و‌گاز، سازمان محيط زيست، صنعت و معدن و ديگر مراكز مشابه است.

    به هر حال چه بايد كرد؟ در ياداشت بعدي به اين پرسش پاسخ داده مي‌شود.