امام حسين در ميان هياهوي جمعيت‌ها تنهاست. مردم امروز از حسيني مي‌گويند كه با طرز تفكر حسين واقعي فاصله بسيار دارد. اين مردم سخناني را بر زبان جاري مي‌كنند كه از سنخ سخن او نيست و رفتاري از خود بروز مي‌دهند كه متفاوت با رفتار اوست.

 

    امام حسين دغدغه خودسازي و ديگرسازي داشته است. اين ويژگي در سامانه حيات كساني كه از او سخن مي‌گويند ديده نمي‌شود و اين تعارض به سختي قابل فهم است. به ويژه حسيني كه نتوانسته زندگي آنان را تغيير دهد به طور قطع نمي‌تواند زندگي ما را تغيير دهد.

    با اين نگاه لازم است به دنبال حسيني برويم كه براي دين الهي و احياي هويت انساني گام اساسي برداشته است. كسي كه با جان و مال و همه امكاناتش به دفاع از هويت انسان پرداخت تا انسان در پيشگاه حق سربلند باشد. اين حسين كسي است كه از دين و آزادي انسان سخن گفته و براي احياي آن جان فدا كرده است.

    آيا ما در اين راه مي‌رويم؟ آيا با مهارت خودسازي انجام داده‌ايم؟ آيا چنانچه فرصتي پيش آيد جانفشاني خواهيم كرد؟