آيا در رسانه ملي تفكر وجود دارد؟ تفكر در رسانه وجود دارد و رسانه مي‌تواند ذهن‌برانگيز و فكربرانگيز شود، هرچند كه تاكنون نايي از تفكر در آن ديده نشده است.

 رسانه ملي مي‌تواند موضوع تفكر قرار گيرد تا به تدريج در چرخه علم واقع شود. اين موضوع اكنون در چهارسوي انديشيدن قرار نگرفته و هر رسانه برپايه تلقي خود خواسته شكل و توسعه يافته است.
تفكر امكاني است كه با تدبير روش‌نگر در رسانه‌ها نفوذ مي كند و با روندشناسي موجبات كشف سياست رسانه‌اي را فراهم مي كند. اين تلاش تاكنون بي‌نتيجه بوده و اتفاق دفاع‌پذيري تا به امروز رخ نداده است.
در تفكر قابليت رسانه‌سازي وجود دارد. زيرا تفكر خود طرحي از رسانه عميق و تأثير‌گذار در جامعه انساني است. اين رسانه به دشواري ايجاد و به سختي قابل فهم مي‌شود. با اين نگاه تفكر هم به عنوان يك اصل خودبنياد رسانه است و هم در آن عناصر تعييني وجود دارد كه موجب رسانه‌سازي و توسعه انديشه رسانه‌اي مي‌شود.
با اين نگاه مي‌توان از يك نوع رسانه فكري سخن گفت كه در آن تدبير تفكري براساس تفكر انساني در عرصه رسانه‌اي صورت گرفته باشد. اكنون در رسانه‌هاي گفتاري و نوشتاري و نيز شنيداري و به ويژه رسانه ملي در جامعيت وجودي آن هر دو تدبير به شكل عملي ناكارآمد بوده و در آن فقر انديشه همراه با سازوكار و فعاليت انديشيدن موج مي‌زند و گويي احساسي از تفكر در آن وجود ندارد.
شگفت اين كه اصل بنيادين تفكر هنوز براي رسانه ملي و ديگر رسانه‌ها در كشور ذهن‌برانگيز و فكربرانگيز نشده است. اين دو فقر رسانه‌سوز نَفَس رسانه ملي و ديگر رسانه‌هاي كشور را بريده و همچنان بر نگراني‌ها ارباب خرد در سياست افزوده است.
در اين وضعيت كه تفكر در سراي رسانه‌ها رخت بربسته چه بايد كرد:
1- تعليم كارشناسان خردمند و فكور در حوزه رسانه و برانگيختن ذهن براي فكربرانگيزي و ايجاد روح مسؤليت و تقو يت منطق و زبان فكر و نيز اعمال سياست‌هاي فكري در چهارسوي رسانه ملي.
2- ترويج استقلال رسانه‌ها در تفكر رسانه‌اي و پرهيز از دسته‌بندي‌هاي علمي، سياسي، اجتماعي و اخلاقي.
3- استفاده از كارشناسان دانا و فكور نسبت به موضوع و دوري جُستن از باسوادان و كتابخانه‌هاي سيار در حوزه رسانه‌اي.