خوانش قران بايد با پس زمينه‌هاي زباني و معنايي همراه شود. اين خوانش در عين حالي كه با حالات گفتاري و نوشتاري مي‌آميزد، راهي براي برون رفت از پوسته به مغز است.

   در خوانش قران، فهم پس زمينه‌ها موجب مي‌شود كه آدمي با قران ارتباط وجودي برقرار ‌كند و گويا خود قراني حاضر است. يعني انسان قران را چنان بايد بخواند كه گويي به او خوانده شده است.
   انسان با قران سه نوع ارتباط برقرار مي‌كند:
   الف) ارتباط وجودي كه به حقيقت قران باز مي‌گردد و انسان در آن حالت سيماي قراني پيدا مي‌كند.
   ب) ارتباط مفهومي كه به معناي دستيابي به محتواي قران است.
   ج) ارتباط زباني از نوع نوشتاري، گفتاري واشاره‌اي است كه به پديدارشناسي زبان قراني نياز دارد.