رسانه به مثابه امنيت و آگاهي يك نياز عمومي براي بشر است.

اين نياز ريشه در نيازهاي اوليه انسان و حيوان دارد كه آنها در مواقع خطر به يكديگر با علائم و نشانه‌هاي شنيداري، ديداري و بويايي هشدار مي‌دهند تا از وضعيت خطر بيرون آيند و در نتيجه امنيت وجودي آنها تأمين شود.اين واقعيت در حوزه انساني نمود بيش‌تري دارد و انسان‌ها علاوه بر امكانات اوليه با سازوكار ابزارسازي و به وجود آوردن دانش و فنون رسانه‌اي درصدد بر آمدند كه در اطلاع‌رساني  به همديگر بيش‌تر كمك كنند.

امروزه پديداري روزنامه‌ها، مجلات، صدا‌وسيما، ماهواره و اينترنت بر دامنه كاركرد رسانه‌اي افزودند و انسان به لحاظ رسانه‌اي در كشاكش زمان قرار گرفته است. او مي‌داند كه كجاست، گرچه نمي‌داند در كجا ساكن شده و همين رمز ناداني از مسئله چه بايد كرد شده است. او ديروز و امروز خود را تا حدودي مي‌داند و بر اين اساس حدس‌هايي براي فرداي ناآمده خود دارد.انسان امروز هرچند به لحاظ رسانه‌اي مختار عمل كرده، ولي تا رسيدن به همزماني كاري سخت و دشوار در پيش دارد. اين انسان به لحاط كاركرد رسانه‌اي چنان توسعه يافته كه به دنبال آن است كه در مدار زمان قرار گيرد. پيدايي اين واقعيت نشان از احساس نياز انسان امروز به اين ابزار حيات زندگي دارد. به طوري كه او مي‌داند كه زيستن بدون رسانه تا حدودي ناممكن است و از اين‌رو با رسانه مي‌رود تا رسانه براي رسانه نباشد.

انسان امروز مي‌داند كه رسانه براي رسانه فاقد تصور منطقي و عقلانيت انساني است. رسانه براي انسان و در خدمت انسان است. با وجود اين زماني رسانه‌اي موفق خواهد بود كه اين نقش را به درستي ايفا كرده باشد.با اين تلقي رسانه در خدمت نيازهاي انسان قرار دارد. از اين‌رو رسانه‌ها به ميزاني توفيق خواهند داشت كه توانسته باشند به نيازهاي اساسي رسانه‌ا‌ي انسان پاسخ گفته باشند. يعني پاسخ گفتن به نيازهاي اساسي انسان ميزان سنجش و توفيق رسانه‌هاست.

در گفتار بعدي به اين پرسش اساسي مي‌پردازيم كه انسان امروز چه نيازي به رسانه دارد؟