فكر نه مشق‌هاي نوشته شده كه سرمشق‌هاي نوشته شده است.

با اين مفهوم كسي مي‌تواند مشق بنويسد كه سرمشق‌ها را مناسب شناخته و خوانده باشد.فكر سرمشق هرگونه دانش بنيادين در جهان ممكن است. فكر با ايده‌سازي و مفهوم‌سازي توليد دانش مي‌كند و بر اين اساس ‌ايده‌سازان بر دانش‌آموختگان برتري دارند.بنابراين اگر سرمشقي از فكر نباشد، مشقي نوشته نخواهد شد.فكر چيزي است كه دانش بيارايد و اگر فكري نتواند دانشي به وجود آورد در فكر بودنش ترديد وجود دارد.فكر از كشمكش و تعامل ذهن و مغز به وجود مي‌آيد. با اين تلقي فكر وجود مستقل ندارد و در پرتو ذهن و مغز وجود پيدا مي‌كند.فكر شهودي سيال از خرد  است كه در شهودي ديگر نمي‌گنجد، ولي مديريت كردن در اين شهود امري ممكن است. اين مديريت در اتاق ذهن صورت مي‌گيرد تا تعامل اذهان به صورت متناظر ممكن شود. از طرفي اين تعامل ريشه تاريخي دارد و سازه‌هاي فكر در سير تحول ديده مي‌شود. 

 

 سير تحول اتاق فكر بومي

       مسئله اتاق فكر مسئله مفاهمه‌هاي ذهن، فكر و زبان است. نخستين مفاهمه فكر در سال 1370 به وجود آمد و در سال 1372 در كيهان انديشه شماره 59 منشر شد. اين مفاهمه‌ها به تدريج در سال 1380به شكل مفاهمه  ذهن و فكر بر اساس فهم‌پذيري انتشار يافته‌اند.

   مفاهمه فكر دو لايه شرقي و غربي دارد. مفاهمه شرقي شامل انديشه‌هاي فارابي، ابن‌سينا، فخر‌رازي و ملاصدرا مي‌شود و غربي به انديشه‌هاي ارسطو، دكارت،‌ كانت، رالز و تا حدودي نازيك و پوپر مربوط مي‌شود.

     اتاق فكر متعاقب مفاهمه‌ها به وجود آمد. اين اتاق گرچه با مفاهمه كليد خورد، ولي در سال(80، 81) شكل معقول گرفت و در سال (83) به صورت ضميمه «منطق بنيادين فكر» منتشر شده است.

      در «منطق بنيادين فكر» مباحثي مانند مسئله فكر، ايده نامه، تفكر منطقي، تئوري اتاق فكر، استراتژي اتاق فكر، كارگاهي براي فكرسازي و فلسفه فكر در پرتو مسائل ديگر طراحي شد تا رگه‌اي در سازه‌هاي بنيادين فكر گشوده شود.

     در «پژوهشهاي حكومتي» مسئله كانون‌هاي تفكر حكومتي، انتظار دولت از كانون‌هاي تفكر و اتاق فكر حكومتي بيان شد تا ضرورت و شاخص‌هاي فكر حكومتي طراحي شود و طبق آن اتاق فكر حكومتي بنيان گردد.

      در «تالار آگاهي و گواهي» مدلي از احياي فلسفه فكر صورت گرفته كه جامع‌ترين ايده و انديشه در حوزه فلسفه ذهن، فكر، هستي، علم، زبان و منطق به شمار مي‌آيد.

     در «گشايشي در جهان تفكر» راه طي شده تداوم يافت و مفهوم‌سازي جديدي در حوزه فكر به شكل تفكر اصيل صورت گرفته است.

     در ‹اصول فكر انساني› مباحثي مانند اصول فهم جهان، اصول فهم ذهن، اصول فهم فكر، اصول فهم آگاهي و گواهي و اصول فهم اَبَرزبان بيان شده است.

      هر پنج كتاب گرچه راهي به تفكر گشودند، ولي هيچ‌ يك به تماميت راه نرسيدند و همه در سيري بي‌پايان قرار دارند. با وجود اين «قانون‌هاي بنيادين فكر» ضرورت يافت تا راه ناتمام در مسير تماميت بيش‌تري قرار گيرد.

 

ضرورت اتاق فكر

    در ذهن‌پژوهي ضرورت اتاق فكر از دو جهت قابل فهم و بررسي است:

     اول: كشف ضرورت تاريخي فكر كه به واسطه احياي تاريخ تفكر در دوره ايران باستان، اسلامي و معاصر دانسته مي‌شود. از طرفي كشف اين ضرورت به فهم بنيادهاي فكر اين سه دوره معطوف است.

    دوم: ضرورت ملي كه حيات همه مردم ايران درگرو به وجود آمدن نوعي از اتاق فكر ملي در چرخه ذهن و مغز است.

     ضرورت فكرپژوهي و فكرشناسي در سير فكرسازي كه اين ضرورت از سه جهت دانسته مي‌شود:

     الف: فراموشی منطق فکر و در نتيجه به فراموشی سپرده شدن انسان خردمند در روزگار قحطي تفكر؛

     ب: پيچيدگی مسئله فکرستانی، فکرشناسی، فکرسازی و فکرورزی در جامعه انساني؛

     ج: پيچيدگی روابط انسانی در گفتمان‌های فکری و عرفی در جامعه فکری.

 

ادبيات اتاق فکر

       فکر پژوهی ادبيات جديد و نوبنياد در ايران است که بر سيستمی بودن ادبيات فکری و منطقي تأکيد می‌کند. از اين رو برای پيدايی فکر‌پژوهی لازم است كه در جامعه بنيادين فرهنگ‌سازی صورت گيرد تا اتاق فکر با پشتوانه تحقيقات فکری و پژوهش‌های فکر خودبنياد تأسيس شود.

     ادبيات اتاق فكر با مفهوم‌سازي و اصطلاح‌سازي به وجود مي‌آيد و اگر هريك نباشند، پديداري ادبيات فكر خيال‌انگيزي بيهوده است. اين فقر اكنون چشم‌انداز ويژه يافته و بنابراين فقر فكر موضوعي درخور توجه و تأمل است.

   ادبيات فكر به واسطه اصطلاحات فكري شناخته مي‌شود. اگر در دانش فكر اصطلاح‌سازي صورت نگرفته باشد، در حقيقت فكري نبوده تا مفهومي ساخته شود و در نتيجه بر ضرورت اصطلاح‌سازي گواهي دهد و در آن مفاهيم ساخته شده نشانه‌گذاري شوند.

 

شناسايی اتاق فکر

     شناسايی فکر مانند هر چيز جديدی بسيار دشوار و در عين حال کاری ممکن در حوزه انساني است. اين شناسايي در وضعيت واقعي در اتاق فكر صورت‌ مي‌گيرد.

       اتاق فکر مرکزی برای شناسايی فکرستانان، فکرپژوهان و فكرسازان است. در اين مرکز فکرورزی روش‌مند برای مفهوم‌ستانی، مفهوم‌پژوهي و مفهوم‌سازی در جهان واقعی و در حوزه انسانی صورت می‌گيرد. بر اين اساس اتاق فكر با سازوكارهاي خود بستری فراهم می‌آورد که احيای فکرپژوهی و فکرسازی روش‌مند در جامعه انساني ممکن شود و در آن برپايه منطق بنيادين فکر در زواياي مختلف احيايي صورت گيرد.

      دوباره پرسيده مي‌شود كه چگونه ذهن بر پرتوهاي فكر سيطره پيدا مي‌كند؟1 با پاسخ اين پرسش در شناسايي فكر و اتاق فكر بومي گامي به پيش برداشته مي‌شود. به ‌نظر مي‌رسد كسي بر فكر سيطره مي‌يابد كه خود با آن مواجه شده و آن را شناخته و دريافته باشد.

      اتاق فكر ساز‌ه‌ ذهني دارد و شايد همه اتاق فكر چرخه‌اي از اتاق ذهن باشد. اين اتاق برشانه اتاق ذهن بنا مي‌شود و به نحوي همه اتاق فكر سازه‌اي براي اتاق ذهن است.

     اتاق فكر سازوكاري براي طرح و تبيين پرسش‌ها و پاسخ‌هاي بنيادين است. در اين اتاق اذهان متناظر در مواجهه هم قرار مي‌گيرند تا شايد به خانه فكر راه يابند و گشايشي در آن به وجود آورند.

     اتاق فكر گرچه ما را به فكر پيوند مي‌دهد، ولي به‌جاي ما فكر نمي‌كند. در اين اتاق هر كس محكوم به فكركردن و مسؤل جوانب و پيامدهاي مختلف فكر خود است.

         اتاق فكر نه جايي براي ايستادن كه راهي براي رفتن است. اين اتاق نه پاركي براي نشستن و آسودن كه جاده‌اي براي گذر كردن است.

     اتاق فكر راهنماي فكر در جامعه فكري براي فكر كردن است.

        اتاق فكر سازوكاري براي مديريت فكر در چهارسوي ذهن و مغز است. در اين اتاق مديريت فكر صورت مي‌گيرد تا فكري در پيرامون قرار نگيرد و از دستور تفكر نيفتد و هر ايده درجاي خود قرار گيرد.

 

شاخص اتاق فكر

      اتاق فكر سازوكاري براي ايده‌ستاني، ايده‌پژوهي و ايده‌سازي بنيادين است. اين سه شاخص مبناي شناسايي هرگونه اتاق فكر بنيادين خواهند بود. اگر اتاق فكري فاقد هر يك از اين ويژگي‌ها و شاخص‌ها باشد، از موضوعيت اتاق فكر فرو مي‌افتد و در سطح اتاق بحران يا مشاوران سقوط خواهد كرد.

     تأسيس اتاق فكر بدون پشتوانه منطق بنيادين فكر و مفاهمه فكر ممنوع است. اتاق فكر بايد در سازه‌ فكر طراحي شود تا ذهن قابليت پذيرش آن را در قالب‌هاي فهم‌پذيري پيدا كند.

 

تئوری اتاق فکر

     ما در آستانه طرح تئوري مرکزی برای اتاق فکر بنيادين در كشور هستيم. در اين تئوري به ‌صورت طبيعی ناتمامی‌هايی وجود دارد که نقد و نظر استراتژيست‌هاي فكر موجب تعميق و به کمال رسيدن آن خواهد شد. البته مباني و منشور اتاق فكر در چاپ دوم كتاب «منطق بنيادين فكر» و در بحث «تئوري اتاق فکر» به تفصيل بيان شده است.

     اين تئوري در تداوم مفهوم‌سازي در كتاب «پژوهش‌هاي حكومتي» دنبال شد و در «تالار آگاهي و گواهي»، «گشايشي در جهان تفكر و اصول فكر انساني» مباحث پايه اين تئوري در پرتو فلسفه فكر، پديدار‌شناسي ذهن و فكر بيان گرديده است.

 

اتاق فكر به تناسب فعاليت‌ها

      اتاق فكر به تناسب فعاليت‌هاي فكري متفاوت است. اين تفاوت در سه بخش دنبال مي‌شود: 

   الف: اتاق فكر آکادميک كه در پژوهش‌هاي بنيادين طراحي مي‌شود،

   ب: اتاق فكر خدماتی كه در حوزه عمومي قابل شكل‌گيري است،

   ج: اتاق فكر با جهت‌گيری حكومتي در سازوكارهاي كشورداري كه در قلمرو سه قوه به وجود مي‌آيد.

 

ساختار توليد فكر

      اتاق فكر ساختاري براي توليد فكر بنيادين است. در اين اتاق سه عمل منطقي صورت مي‌گيرد:

   الف: كشف هسته مركزي فكر براساس منطق احتمالات در جامعه فكري و حوزه عمومي؛

   ب: درك حقيقت فكر برپايه آثار و لوازم فكري در ذهن؛

   ج: دريافت روشن از ساختار علمي و فرهنگي، اجتماعي، فلسفي و تكنولوژي فكر.

 

سرمشق‌هاي فکر

     در نوشتن سرمشق‌هاي فکر به اصولی چند بايد توجه شود تا رهزن بنيان‌هاي آگاهي و گواهي نشود:

1- بازسازی فکر با در خود‌‌سازی فکر ممکن می‌شود. 

2- باز‌انديشی فکر که در امکان مفاهمه فکر نهفته است.

3- فکرشناسی که مطالعه و تأمل در فضای وضعی و موقعيت وجودی فکر در حوزه عمومي است.

4- فکرکردن در فکرها که چگونه فکري به وجود آمده است. 

5- گسترش، توسعه و ترويج فكر در فضاي وضعي حال با چشماني گشوده به گذشته و آينده.

 

عصر جديد

     عصر جديد با سه مشخصه کلی فكر شناخته مي‌شود:

   الف: گذشته‌پژوهی فكر؛ (مطالعه در سير تحول گذشته)

   ب: آينده‌‌پژوهی فكر؛ (مطالعه در تحولات آينده)

   ج: فهم اين نكته كه گذشته‌پژوهی فكر رويدادی آينده‌پژوهانه دارد.

 

ويژگی اتاق فكر

    در اتاق فكر چند ويژگي عمده وجود دارد:

   الف: روشی بودن استراتژي اتاق فكر. اين ويژگي سازوكاري در چگونگي فكركردن و براي بهبود انتقال فکر به مخاطب است. البته اين ويژگی به کمک فناوری‌های نوين مناسب‌تر صورت مي‌گيرد.

   ب: اعمال روش جمع‌انديشانه و تجميع دانايی‌های مختلف در جوانب متفاوت.

   ج: بهره‌گيری از نيروهای متفکر، نخبه و استراتژيست به ‌صورت هسته‌های فعال فکری در جهت خلاقيت براي سياست‌پژوهی و سياست‌گذاري.

   د: مستندسازی پژوهش‌ها و استفاده از آرای کارشناسان با تجربه، متفکر و روشن‌انديش در اتاق فكر.

   ه‍: دور بودن ار امور اجرايی و بوروکراتيک و ملاحظه نکردن فضای رسمی سياست‌گذاری و تکيه بر فرهنگ‌سازی و اطلاع‌رسانی برای فکرسازی و انتقال فکر به دولت، حکومت و افکار عمومی.

 

مفاهيم اتاق فكر

      مفاهيم اتاق فكر در حوزه فكر، علوم، تکنولوژی، جامعه، حکومت و دولت تمركز دارند. اين مفاهيم به چند صورت نشان داده مي‌شوند:

   الف: مفهوم کارگاه فکرسازی در کنار کارگاه دانش؛ 

   ب: مفهوم فکرپژوهی به‌جای دانش‌پژوهی؛ 

   ج: مفهوم مسئله‌سازی فکر در کنار پارادايم‌های مسلط دانش،

   د: مفهوم گذشته‌پژوهی براي آينده‌شناسي و ورود به جهان ناآمده ممكن.

 

کارکردهای اتاق فكر

    اتاق فكر چند كاركرد اصلي دارد:

   الف: ايده‌سازی و نظريه‌پردازی در زمينه سياست‌پژوهی و فرهنگ‌سازي فكر براي تفاهم منطقي،

   ب: تصميم‌سازی استراتژيک در سياست‌گذاری و اعمال مديريت علمي برپايه نوانديشي،

  ج: توسعه دانش‌های بنيادين و فکري کشور در زمينه سياست، حکومت، علم و فناوری،

   د: ارائه استراتژی برای شکل‌گيری سياست‌ها برپايه حکومت و دولت در قالب تصميم‌سازی استراتژيک،

   ه‍: احيای بنيادين منطق فکر برپايه فلسفه فکر برای تعامل با افکارحکومتیِ متناظر و توسعه دانش‌هاي بنيادين و ارائه راهبردي در جهت شكل‌گيري سياست‌هاي پايه در كشورداري.

 

وظايف اتاق فكر

      اتاق فكر با تحليل داده‌ها برای نخبگان سياسی، اقتصادی، فرهنگی و افکار عمومی توليد ايده و انديشه می‌کند. از طرفي در رسيدن به اين هدف بزرگ استفاده از روش‌های متعدد برای ايفای وظيفه كاري لازم است. اين روش‌ها عبارتند از:

    الف: برگزاری نشست‌های استراتژی - کارشناسی از طريق گفتگوی استراتژيستي.

   ب: نشر انديشه‌های اتاق فكر برای ارتقای جامعه بنيادين به شکل چاپی و الکترونيکی.

   ج: استفاده از رسانه جمعی که از اين طريق فعاليت‌های اتاق فكر انعکاس وسيع‌تر می‌يابد.

 

هدف اتاق فكر

      هدف اوليه اتاق فكر، سياست‌پژوهی و تعليم سياست‌مداران و مديران استراتژيک براساس سياست‌گذاری پايه است.

     هدف اصلی اتاق فكر، سياست پژوهی بنيادین برای مهندسی حکومت، جامعه و دولت براساس نياز کنونی و اقتضائات آينده بشر است. البته چنين مبنايی در دو رويکرد هدفی دنبال شده است:

   الف: سياست‌پژوهی به ‌صورت استراتژی ملی برای ارتقای فکر و سياست‌گذاری و عمل طبق عقلانيت تفکر پايه.

   ب: تأثيرگذاری مدل‌های سياست‌پژوهی بر روند جاری حکومت، دولت و افکار عمومی.

 

دغدغه اتاق فکر

     در اتاق فكر دو دغدغه كلي وجود دارد:

  الف: دغدغه احياي فکر خود‌بنياد براي ايده‌ستاني، ايده‌پژوهي و ايده‌سازي بنيادين در جامعه فكري؛

   ب: دغدغه روش‌مند سازي فکر کاربردی براي به وجود آوردن دانش‌هاي بنيادين در حوزه عمومي.

 

تعامل اتاق فكر

     تعامل اتاق فكر چند جانبه است:

   الف: تعامل ملی شبكه‌هاي اتاق فكر و کانون‌هاي تفكر برای ارتقای تفکر و توسعه ملی برپايه سه دوره باستاني، اسلامي و معاصر؛

   ب: تعامل منطقه‌ای شبكه‌هاي اتاق فكر و کانون‌هاي تفكر براي تأمين نيازهای پاياپای و درك شفاف از فضاي وضعي و موقعيت كنوني فكر در كشور؛

   ج: تعامل بين‌المللی کانون‌هاي تفكر برای تأمين نيازهاي عمومي جهت آرامش دروني انسان.

 

ملاحظات اتاق فكر

      اتاق فكر مهم‌ترين ثروت ملی هر کشور به شمار مي‌رود كه با احيای منطق فکر در جامعه امنيت ملی و توسعه ملی به وجود می‌آورد و جامعه را از ورود دانش و تکنولوژی شكلي باز می‌دارد و در پي انتقال دانش‌هاي بنيادين و تکنولوژی مادر بر می‌آيد.

     در اتاق فكر سه ملاحظه كلي وجود دارد:

   الف: ملاحظات اکتشافی در حوزه علم‌شناسي و علم پژوهي براي توليد علم،

   ب: ملاحظات خلاقيتی و تعاملی در قلمرو فكرشناسي و فكرپژوهي براي فكرسازي،

   ج: ملاحظات همگانی کردن فرهنگ و منطق فکر در جامعه انساني.

 

مديريت اتاق فكر

     مديريت اتاق فكر برشانه سه محور كلي قرار دارد:

   الف: روش‌محور؛ (تعليم روش فكركردن)

   ب: ترويجي‌محور؛ (ترويج مدل‌ها و ساخت‌هاي فكر در جامعه علمي)

  ج: خدمات پژوهشی‌محور. (استفاده عمومي از فكر در مدل‌ دانشي و گسترش حوزه دانش‌آموختگي)

 

انتظار دولت از كانون‌هاي تفكر

   دولت از كانون‌هاي تفكر سه انتظار دارد:

   الف: سياست‌پژوهی برای نوبنيادی منطق سياست و دولت در حوزه ملي و بين‌المللي؛

   ب: آينده‌پژوهی برای جامعه‌سازی برتر علمي از طريق فكرسازي؛

   ج: ايده‌پردازی براي ارتقای منطق فکر و توليد دانش‌هاي بنيادين و بومي‌سازي دانش و فرهنگ.

 

تأثير اتاق فكر

      اتاق فكر دو تأثير عمده در جامعه فكري برجاي مي‌گذارد:

   الف: تأثير در ايده‌سازی و ايده‌پروری که تا حدودی افق آينده‌پژوهی در كشور ممکن شود.

   ب: تأثير عملی در سياست‌گذاری، تعليم سياست‌مداران، مديران حکومتی و در مواردی حضور در عرصه سياست عملی و به ويژه سياست‌گذاري بين‌المللي.

 

كانون‌هاي تفكر

     اتاق فكر راه ورودي به شبكه‌ فكر و كانون‌هاي تفكر است. در اين اتاق اصولي چند وجود دارد كه بر كانون‌ها حاكم است.

   الف: دانش‌پژوهي و كشف دانش‌هاي بنيادين و عموميت بخشيدن آن در مدارس، دانشگاه و حوزه؛

   ب: فكرپژوهي براي به دست آوردن فكر پايه و دميدن حيات تازه در توليد علم؛

   ج: سياست‌پژوهي براي تصميم‌سازي و سياست‌گذاري در وضع و اجراي قانون؛

   د: سياست‌سازي براي ارتقاي آموزش و پژوهش در كشور و تربيت مديران سياسي و سياستي در كشورداري. 

      كانون‌هاي تفكر مركز مطالعاتي و پژوهشي براي جامعه فكري‌اند كه با تأملات بنيادين پژوهش‌هاي كاربردي انجام مي‌دهند. اين كانون‌ها حلقه سياست‌پژوهي براي سياست‌سازي و سياست‌گذاري در جامعه محسوب مي‌شوند.

     وظيفه اصلي كانون‌ها سياست‌پژوهي براي سياست‌گذاري در عرصه فرهنگ، علم، سياست، حكومت، اجتماع، اقتصاد و حقوق اساسي است.

   وظيفه دوم كانون‌هاي تفكر بررسي برنامه‌ها، سياست‌ها، كشف تهديدها، فرصت‌ها و دريافت توانايي‌ها و ضعف‌هاست.

 

طراحي انديشگاه

     طراحي انديشگاه به چند نياز بنيادي جامعه امروزي پاسخ مي‌دهد:

   الف: تأسيس كرسي فكر در انديشگاه‌ها كه ذهن را متوجه توليد دانش بنيادين مي‌كند.

  ب: به وجود آوردن كارگاه فكر در كنار كارگاه دانش كه موجب مي‌شود تا اهميت فكر در جامعه فكري شناخته شود و منطق فكر عموميت پيدا كند.

   ج: احياي انديشه، تجميع انديشه و عرضه كردن انديشه به نخبگان متناظر و دريافت اين نكته كه كرسي فكر عصاره اتاق فكر است.

 

موانع انديشيدن

     در انديشيدن چند مانع اصلي وجود دارد:

   الف: فراموشي فكر و فرهنگ فكر براساس فراموشي منطق فكر در جامعه فكري، علمي و فني؛

   ب: سرگرداني نسبت به تحولات نانوتكنولوژي و سيطره نداشتن مفهومي برآن و سستي در مواجهه با دانش‌هاي بنيادين؛

   ج: ضعف فرهنگ و اهتمام نداشتن به خرد جمعي و باور به تجميع دانايي براي ارتقاي توانايي؛

   د: سستي در احياي فكر و فراموشي منطق فكر و از دستور افتادن رويكرد آگاهي و گواهي تالاري در حوزه فكر.

 

چه بايد کرد؟

      سه پاسخ اساسي براي اين پرسش وجود دارد:

   الف: كشف موانع فكرسازي و مواجه كردن ذهن با آن؛

   ب: درك راهكارهاي فكرسازي و توسعه فكر در خانه ذهن؛

   ج: ورود به عرصه دانش‌سازي و باور به توانايي‌هاي ذهن.

 

راهكارها

    در اين رابطه چند راهكار اوليه ارائه مي‌شود:

1ـ شناخت امكانات كشور به مثابه جهان واقع؛

2ـ كشف توانايي فكر در جامعه علمي و فني؛

3ـ آگاهي از ظرفيت‌ها و توانايي فكري و علمي كشور.

 

راهكارهاي توليد فكر چندجانبه است:

الف: راهكار فرهنگي:

1- به وجود آوردن نقطه مشترك مفهومي در حوزه انديشه فرهنگي؛

2- تبديل شدن جنبش فكري به راهبرد مديريتي فكر در حوزه عمومي؛

3- ارزش عمومي بخشيدن به حركت فكر با فضاسازي فكر در جامعه به واسطه رسانه‌هاي جمعي.

4- تفكيك قلمرو نخبگان از دانش‌آموختگان حوزوي، دانشگاهي،‌ پژوهشگاهي و پرهيز از هرگونه خوابگردي.

 

ب: راهكارهاي فكرسازي:

1- مفاهمه با افكار و دانش‌هاي پيشين براي به وجود آمدن دانش جديد؛

2- ضرورت طبقه‌بندي فكرها و دانش‌ها براي حركت در جهان تأسيس، توليد و ترويج؛

3- هماهنگ‌سازي روش‌شناسي فكر گذشته و حال و تبيين روش‌شناسي فكر در جهان آينده؛

4- پديداري فكرشناسي بنيادين در كشور براساس سه دوره باستاني، اسلامي و معاصر.

 

ج: راهكارهاي مديريتي:

1- كشف زيرساخت فرهنگي و دانش‌سازي در راهكار مديريتي؛

2- اصلاح بنيادين سازوكارهاي آموزشي و پژوهشي كشور؛

3- احياي روش تعليم فكر و دانش به‌جاي تعليم فكر و دانش؛

4- تفكيك حوزه‌هاي تخصصي، ‌تحقيقاتي با تحقيقات ميان رشته‌اي.

 

د: راهكارهاي اجرايي:

1- ايجاد فضاي باز فكري براي احياي فرهنگ فكر و دانش در جامعه فكري و دانشي؛

2- مناظره فكر مطابق با روش فكري و پرهيز از سياست‌زدگي و رسانه‌زدگي و دانش‌زدگي؛

3- تلفيق پژوهش‌هاي بنيادي و راهبردي در جامعه براي استفاده عملي در حكومت، دولت و سياست؛

4- طرح سازمان جامع فكر در جامعه فكري براي روش‌مند كردن فرهنگ و منطق فكر؛

5- طراحي كانون‌هاي تفكر و احياي كارگاه و كرسي فكر و كانون تفكر در نظام آموزشي، پژوهشي، رسانه‌اي و حكومتي؛

6- ايجاد انديشگاه‌ها در كنار دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها و اجتناب از سياست‌زدگي و دسته‌بندي عمومي. 

........................................................

1- اين پرسش در «منطق بنيادين فكر» پرسيده شده است.