مقدمه
      منطق بنيادين فکر سنگ بناي هرگونه اتاق فكر بومي در جامعه فكري است كه با دو عنوان اصلی و فرعی شناخته مي‌شود.

 عنوان اصلی كتاب «منطق بنيادين فکر» و آن فرعی «تئوري اتاق فکر» است كه برپايه «تئوري فهم‌‌پذيري» و «مفاهمه‌پذيري» بنا شده است. تئوري فهم‌‌پذيري عنوان فرعي «تالار آگاهي و گواهي» است. در امتداد اين تئوري نوع ديگري از تئوري طراحي شده كه «تئوري شهر انساني» ناميده شده است. متعاقب اين تئوري‌ها مدل ديگري از تئوري پايه با عنوان «تئوري عدالت ذاتي» طراحي شده است.
   در گشايش اين فكر و منطق آن تلاش شده که در همه مواضع از اصطلاحات فنی كتاب «منطق بنيادين فکر» استفاده شود و مطالب جديدی برآن افزوده نشود. بنابراين مفهوم، واژگان و اصطلاحات به استخدام درآمده از متن «منطق بنيادين فكر» و «تئوري اتاق فكر» برگزيده شده‌اند تا سيماي واقعي آن را براي خواننده در خانه فكر و سازمان اتاق فكر منعكس كند.
پيش‌گفتار
   در اين تئوري بحث با پيش‌گفتاری از زيبايی‌شناسی شروع شده و از اين طريق به فلسفه زيبايی پرداخته است. يعني به نحوي فلسفه زيبايي را به زيبايي‌شناسي معطوف كرده تا در آن راهبردهاي فلسفي ديده شود.
     هدف عمده اين پيش‌گفتار گشودن راهي تازه در عرصه‌هاي تفكر بنيادين است. اگر تفكر در تناظر با زيبايي و هنر حركت كند، انعطاف بيش‌تري پيدا خواهد كرد و از شمول بيش‌تري برخوردار خواهد شد.
   در پيش‌گفتار اين كتاب به مباحثی مانند: چيستي هنر، فلسفه هنر، فلسفه زيبايی، تاريخ تفکر، مسايل بنيادين تفکر هنری، مسئله زيبايی‌شناختی تفکر، پديده‌های زيبايی‌شناختی، هنر انسانی، زيبايی‌شناسی هنری، تقسيم هنر به جاودانه و ناجاودانه، مفهوم زيبا‌شناسی فلسفی، حقيقت زيبايی، عقلانيت زيبايی‌شناختی، خاصه‌های زيبايی، زندگی هنری و فکری، دغدغه‌های هنرمند، نمادهای نمايشی، خوشی زيبايی، پديده‌های زيبايی، زيبايی‌شناختی، خاستگاه هنری، زيبايی فکری، زيبايی خردی، احيای هنر، هنر فعال و منفعل و حکمت هنري توجه شده است.
مقدمه كتاب
   مقدمه كتاب «منطق بنيادين فكر» با دو پرسش اساسي آغاز شده است. اول آنكه چگونه می‌توان بر پرتوهای فکر سيطره پيدا کرد؟ دوم اين كه چگونه ذهن متناهي مي‌تواند درك نامتناهي از امر نامتناهي ارائه دهد؟
   اين مقدمه به مباحثي مانند خلاقيت فکر، فکر خودبنياد، باشگاه فکر بنيادين، گشايش راهي برای تسخير پرتوهای فکر و نحوه درك متناهي از نامتناهي اختصاص يافته است.
سرآغاز تفكر
   سرآغاز تفكر از طريق چشمه‌شناسي فكر به دنبال سرچشمه رفته است. در اينجا بناست كه شمه‌اي از خاستگاه فكر اصيل بيان شود تا ذهن مواج از پسِ ايده‌اي به سمت ايده ديگر برود و با فكربرانگيزي رگه‌هاي فكر گشوده شود.
   در اين مقدمه حالات فکر و مسئله فکرسازی در کنار دغدغه فکر دنبال شده و به سه شناسايی «ذهنی، مغزی و فکری» توجه گرديده است. در عين حال با مقدمه كتاب نشان داده شد كه چگونه مسئله تفكر و چرخه فكركردن در كشور فراموش شده و كسي آن را جدي نگرفته و گويا قبرستاني خاموش است كه كسي از آن ‌گذر نمي‌كند.
ايده‌نامه
ايده نامه دريچه‌اي براي عبور از انديشه و ورود به تفكر بنيادين است. در ايده‌نامه مسائلي مانند: چيستي ايده، سرآغاز ايده، نحوه فكربرانگيزي، تابعيت ايده به صاحب ايده، تفكر در ايده، حقيقي بودن و نبودن ايده، رابطه وجودي ايده‌ها، تفاوت ايده، ‌انديشه و شئ،‌ سازگاري ايده و انديشه، فهم ايده بنيادين، ملاحظات شك و يقين، ‌زبان ايده، چيستي انديشه، موضوع انديشه،‌ ماهيت ذهني انديشه، ساحت‌هاي كشفي انديشه، تمايز انديشه با انديشيدن، تمايز شئ با مفهوم، متعلق آگاهي، حوزه آگاهي،‌ اين‌هماني مفهوم، قصد معنايي، معناشناسي، جمله‌شناسي، انديشه‌شناسي، زبان‌شناسي، فلسفه زبان، نحوشناسي، ‌چيستي منطق، ساختار منطق، ‌حقايق رياضي، عدد مفهومي، چيستي صدق، صدق مفهومي، معنايي و زباني،‌ فهم دانش، ‌دانش معنايي و... به بحث گذاشته شده است.
   فلسفه فكر با چيستی فکر آغاز شده و از چگونگی پديداری و فرورفتگي آن بحث كرده و از پديده فکر به پويشی روش‌مند و بی‌پايان ياد شده است.
فلسفه فکر
   در فلسفه فکر از سه روش فکری سخن گفته شده است:
    الف: روش اصل موضوعی؛
    ب: روش مفهومي و معنايی؛
    ج: روش استنتاج طبيعی.
   بحث فلسفه فكر به ‌صورت جامع در كتاب «تالار آگاهي و گواهي» طرح شده و اين اثر يك دوره كامل در فلسفه فكر است. در آنجا پرسيده شد چه كسي فكر مي‌كند؟ چگونه فكر مي‌كند؟ تا چه اندازه فكر مي‌كند؟ سپس از چيستي تفكر و سنجش آن با رويكرد عقلاني مورد توجه قرار گرفته است.
حكمت تفكر
   در حكمت تفكر بحث با نگرش‌هاي انساني گشوده شده و نيز با ورود در مباحثي مانند ذهن، جهان، حكمت جهان، خانه تفكر، حكمت برتر، آغاز تفكر، علائم اوليه تفكر، دشواري تفكر، طبيعت انسان، خوشبختي، سعادت، غايت، جامعه فكري، جهان ارزش‌ها، جهان فكر، هدفمندي تفكر، فرهنگ تفكر، تمدن فرهنگي، برترين اراده، شكاكيت تفكر، چيستي باور، ميزان باور، كمال معقول و منطق عقلانيت توجيهي به پايان رسيده است.
تفكر منطقي
   در تفكر منطقي به مباحثي مانند مفهوم جهان، وضع واقع، جهان واقع، جهان اشيا، جهان‌هاي ممكن، جوهر جهان، مفهوم فلسفه، تفكر بنيادين، هست‌هاي بنيادين، مفهوم حقيقت، فهم هستي، منطق فكر، منطق فهم، منطق زبان، جهان منطقي، انديشه‌هاي بنيادين، علامت‌هاي مفهومي، مفهوم‌ستاني، صورت منطقي، فهم‌هاي همان‌گويه، ثابتات منطقي، تفكر رياضي، باور، شك و يقين توجه شده است.
فكر و حقيقت
   در فكر و حقيقت چرخشي از مسئله روش، فراگيري روش، روش هدايت ذهن، عقل مركزي، تفاوت خرد داشتن و خردمندي، روش دانايي، روش عقلي، چگونگي كشف فكر، نمايش دانايي، روش واحد، چيستي فكر، سرمشق تاريخي، فهم جهان، ميزان عقل، قصد، فكر، ذات حقيقت، كشف حقيقت و رمزگشايي يك فكر مورد توجه قرار گرفته است.
منطق بنيادين فكر
   منطق بنيادين فكر با سه رويکرد فلسفی، رياضی و منطقی شروع شده و و در ادامه به مفهوم فکر، مقومات فکر، خاستگاه و تعارض فکری پرداخته است. نمونه‌ای از آن شامل: ثابتات منطق فکر، فکرشناسی، صدق فکری، زبان فکر، قضايای فکر، فلسفه منطق، فکر بشری، فکر متناهی، زبان فکري، زبان نحوی، زبان منطقی، زبان مفهومی، امکانات فکر، علم فکر، مفهوم‌سازی، مواجهه عقلانی، مشخصه فکر، نهاد فکر و عمل فکرکردن می‌شود.
   در اين منطق پديده فكر به مثابه متعلق و موضوع تفكر مورد توجه قرار گرفته و امكانات فكر در زواياي مختلف شناخته شده است. شناخت اين امكانات به واسطه مفهوم‌شناسي و مفهوم‌سازي صورت گرفته و در مواجهه عقلاني ممكن شده است.
   در زبان فكر با طرح چند پرسش اساسي به آن‌ها پاسخ داده شده است:
    الف: آيا پديداري فكر بدون زبان فكر ممكن است؟
    ب: آيا كسي كه فاقد زبان باشد، توانايي فكركردن دارد؟
    ج: آيا پيدايي زبان موجب پديداري فكر مي‌شود؟
فكر و فهم
   در فكر و فهم مباحثی مانند فضای فکری، فضای ذهنی، وضعيت عمل، منطق ذهنی و مغزی، آگاهی‌سازی، ويژگی‌های فکر، طرح پرسش بنيادين در حوزه تفکر، هستی فکر، خاصيت فکر، عمل تفکر، شالوده فکر، امکانات تصويرسازی، شناخت ذهن و مغز، دشواری هستیِ ذهنی، فهم حقيقت ذهن، مبادی پديداری فهم، مسئله فهميدن، عقلانيت دانايی و عرفی، فهم بشری، گوهر فهم بشری، جهان فکر، جهان مغز، جهان ذهن، جهان عمل، پژوهش‌های شناختی، فکر و زبان، علم شناخت، مسئله ذهنی و فهم، مدل‌های فهم، منطق آگاهی، سير منطقی فهم، فهم‌پذيری، تاريخيت فهم، آرمان‌گرايی و فهم بشری طرح شده است.
   از نگاه ديگر هر يك به نحوي دريچه‌اي به روي فكر و فهم مي‌گشايند تا موقعيت ذهني خواننده را در وضعيت واقعي قرار دهد. به ويژه توجه به عقلانيت، تاريخيت فهم و سير منطقي آن در فهم‌پذيري بر شكوه اين بخش از تفكر در جامعه فكري افزوده است.
   اين مباحث براساس زبان فكر طراحي شده‌اند و در عين سادگي زبان به تأمل اساسي در كشف مفهوم و معنا نياز دارند. بنابراين توصيه مي‌شود كه در هر اصل با تصميم عقلاني گذر شود و چيزي فروگذار نگردد.
فكر و آگاهي
   مسئله فكر و آگاهي براساس رگه‌هاي آگاهی و پرسش بنيادين از تصور و روش در خاصه‌هاي فکر شروع می‌شود. در اين كاوش ذهن و مغز ديباچه آگاهی‌سازی قرار گرفتند و کاوش در اين جهان دنبال شده و در چگونگی آگاهی و ترسيم قلمروها و ماهيت ذهنی و مغزی توضيح يافته است.
   در فكر و آگاهي از تحول فلسفی فکر، انديشه و متعلق شناسايی بحث شده است. در اين حوزه آگاهی به دو بخش سطحي و عمقي تقسيم گرديده است. در اين بخش به تفکيک ذهن و مغز، تصور مفهومی، آگاهی فکری و زيرساخت‌های تصور بشري نيز توجه ويژه شده است.
سه اصالت در جهان
   در اين بخش با رويكرد عقلاني از سه اصالت در سه جهان متفاوت سخن گفته شده است.
1- اصالت واقع در جهان مغز،
2- اصالت واقع در جهان ذهن،
3-اصالت واقع در جهان فکر.
مفاهمه فکری
   در تداوم مفاهمه فکری درصدد طرح مفهوم ذهن و مغز، مفهوم حقيقی و مجازی، مفهوم فکري، مفهوم زبانی، كشف سرچشمه مفاهيم، روند مفهوم‌سازی، مفهوم‌شناسی و تصورسازی برآمده است. اين شيوه در «مفاهمه‌هاي فلسفي» طراحي شده و در «منطق بنيادين فكر» شكل واقعي پيدا كرده و در «تالار آگاهي و گواهي» و «گشايشي در جهان تفكر» كامل‌تر شده و به بار نشسته است.
   در اين بخش مسائلي مانند قصد، اراده فكري، سازه‌هاي فكرشناختي، زبان فكر، منطق طبيعي، عرصه شناخت، مفهوم يكسان، منطق يكسان، مسئله فكر‌شناختي، ذهن متناهي، سكوت و كد ذهني پرداخته شده است.
زبان فكر
   در زبان فكر پيامد هرگونه تفكر، امكان تفكر،‌ چيستي زبان فكر، ساختار زبان فكر و تفاوت زبان فكر در زبان طبيعي مورد بررسي قرار گرفته است.
خودآگاهي فكر به خود
   خودآگاهي فكر به خود يکی از دقيق‌ترين و عميق‌ترين مباحث منطق بنيادين فکر است. اين بحث با منطق فکرشناختی آغاز شده تا فهم خودآگاهی فکر به خود ممکن شود. يعني هم از خودآگاهی فكر به خود كاوش شده و هم به نوبنيادی آگاهی بشری توجه گرديده است. در اين انديشه خودآگاهی در سه مدل نشان داده شده است:
    اول: حالت نحوی که نشانه‌روی به شكل آگاهی است.
    دوم: حالت منطقی که در مقام سنجش صورت‌بندی ارائه می‌شود.
    سوم: حالت محتوايی که درگيری ذهن و مغز برای دريافتن ذات فکر و ماهيت آگاهی است.
فكر و طبيعت آگاهی
   بحث منطق بنيادين فكر با طبيعت آگاهی فکر و تجربه آگاهی در پويش‌های فکری دنبال و نشان داده شد كه دغدغه آگاهی فکر به خود را دارد تا نحوه بديهی‌گرايی فکر را بيان کند.
   در اين بخش به مطالبی مانند: نهاد فکر، آگاهی فکری، توليد آگاهی، معماهای خودآگاهی، خاصه‌های فکر، چگونگی آگاهی‌سازی، نحوه مواجهه ذهن با مسئله‌های ذهنی، آگاهی‌سازی، آگاهی هوشيار و ناهوشيار، منطق فکر، پديداری آگاهی، فکرآگاهی، آگاهی عمومی، فکر فلسفی، پرسش فلسفی، آگاهی بشری، مفهوم‌سازی، آگاهی‌سازی، طرح آگاهی، مدل‌های خودآگاهی فکر، امکان آگاهی، تجربيات فکری، آگاهی‌شناسی فکر، احکام بشری، پديدارشناسي آگاهی، جايگاه فکر، مغزشناسی، ذهن‌شناسی، سه فقر بنيادی و بازنمايی حالات فکر اشاره شده است.
احياي تفكر فلسفي
   در بحث حيات فكر فلسفي به طرح مسئله فقر انديشه فلسفی و فراموشی فکر در سازمان فلسفه پرداخته است. اين مسئله در كتاب «فلسفه ذهن و معني» و كتاب «پژوهشهاي حكومتي» به روشني بيان شده تا بر كمال اين بخش در زدودن فقر تفكر فلسفي گام اساسي برداشته شود.
   در احياي اين فكر به نحوه ساخته شدن فلسفه و پرسش بنيادين از هستی و نيستی و چيستی انسان و پرسش فکری توجه شده است. متعاقب آن به چگونگی فهم فلسفی از مسائل فلسفه، مسئله تفکر و سؤال‌مندی، تفکر فراگير، موضوع تفکر، چيستی فلسفه، تقسيم فلسفه به ذهنی و مغزی، چيستی متافيزيک، تفکر متافيزيکی، تفکر فلسفی، مدل‌های فلسفه، پايان فلسفه، هستی‌شناسی، عصاره تفکر، تفکر عقلانی، تفکر علمی، جهان بشری، تفکر تمدني، وضعيت فلسفه، احساس‌های تفکيک‌گرايی، مسئله فقر تفکر، تفکر وضعيت و وظيفه، ذهن بشری، چهار پرسش بنيادی، پژوهش‌های فلسفی، ذهن فلسفی، فکر فلسفی وگستره تفکر توجه شده است.
   با نگاهی به منطق فهم پيشين فلسفه به نحوي احيای تفکر فلسفی به احيای منطق پرسش‌آفريني پيوسته است. در اين بخش فلسفه به سه دوره يونانی، مسيحی و اسلامی تقسيم شده و نشان داده كه در هر سه فلسفه دغدغه فهم آفرينش و رابطه آن با جهان و فهم آفرينش وجود داشته است.
   اين بخش با طرح پرسش از کجا آغاز کنيم؟ شروع شده و براي فهم آن رويکرد مفاهمه‌ای را برپايه تئوری فهم‌پذيری پيشنهاد كرده است. در ادامه در چند مرحله پرسش از کجا آغاز کنيم؟ را طرح كرده و در هر مرحله به نحوی به آن پاسخ داده است.
   در پايان اين انديشه از احيای وضعيت انديشيدن، احيای روش انديشيدن فلسفی، احيای آرمان‌های فلسفی، احيای تفکر نقاديگری، احيای تفکر مسئله‌سازی، احيای منطق پرسش‌آفرينی، احيای انديشه خودآگاهی و احيای فکر فلسفی برپايه تأملات خردی و به ويژه برپايه فلسفه فکر بنيادين بحث شده است.
روش فهم هستي
   روش فهم هستي با چيستي و طرح ذات فكر و ورود به مفهوم ذهن و خير شروع شده و به تدريج راهي در هستي و نيستي، وجود و ماهيت يافته است. در گشايش اين بحث مفهوم شناخت را دنبال كرده و با طرح مباحثي از تصور و تصديق و بيان مفاهيم حقيقي و اعتباري براساس سازه‌هاي استدلالي به مفهوم هستي امكاني نزديك شده و مفهومي از حقيقت نخستين ارائه داده است. اين مفهوم هم ناتمام است و هم قابليت فهم‌پذيري در آن وجود دارد.
روش اصلاح فکر
   در وضع بشری مسئله روش اصلاح فکر سيستمي سامان يافته در نظام آگاهي و گواهي است. از اين رو اصلاح فکر در سه عرصه صورت گرفته است:
    اول: فراگيری فکر برای سفر به اعماق هستی و نيستي؛
    دوم: تحول انديشه در سير انديشه‌سازی در سامان انديشه؛
    سوم: اصلاح فکر به مثابه اصلاح تصور براساس منطق شک،
   اصلاح فكر بنيادين در كشور بر سه پايه صورت مي‌گيرد:
    الف: سيري در تاريخ تفكر در دوره باستان و كشف رگه‌هاي فكر، علم و فن باستاني؛
    ب: سيري در تاريخ تفكر در دوره اسلامي و استخراج مفاهيم برجاي مانده و ناتمام آن در حوزه تفكر، علم و فن؛
    ج: سيري در تاريخ تفكر در دوره معاصر و درك فراز و فرود اين دوره به لحاظ فكري، علمي و فني.
   مسئله‌ احياي فكر بنيادين کاري ملی است. اين استراتژی مرکز پژوهش‌های فکر بنيادين را در امتداد اتاق فکر، انديشکده و انديشگاه قرار داده و بر ضرورت کرسی فكر و كارگاه فكر گواهي داده است.
   در اين تأمل نکاتی مانند پژوهش در وضعيت فکر، زيرساخت‌های فکر بنيادين، صورت‌بندی فکر، تعامل ذهن و مغز، منطق معناشناختی، جهان فکر، وضع فکری، تأملات بشری، جهان سه‌گانه، خاصيت ذهن و مغز، مسئله آگاهی، فکر بنيادين، فکر بشری، پديداری مفاهيم، زبان فکر، فکرآگاهی، محتوای فکر، فکر مصنوعی و واقعی، رابطه فکر با ذهن، واقع‌گرايی و احکام فکری به بحث گذاشته شده است.
استراتژی فکر
   در استراتژی فکر ساختار استراتژی، نظام‌مند کردن استراتژی و سازمندکردن آن مورد بررسي قرار گرفته است. در بخش‌هايي از همين انديشه در پرتو مباحثي در حوزه استراتژيست فكر به استراتژي فكر نيز توجه شده است. زيرا تفكيك اين دو مسئله نوعي دامن زدن به ناسازمندي سازه‌هاي فكري در حوزه تفكر است.
جهاني‌شدن فكر
   درباره جهاني‌شدن فكر دو تصور جهاني‌شدن و جهاني‌كردن وجود دارد. جهاني‌شدن به فكر و خاصه‌هاي ذاتي تفكر باز مي‌گردد و جهاني كردن تحميل تفكري بر افكار ديگران است.
   در جهاني‌شدن فكر مباحثي مانند خاصه‌های فکر، خاصه‌های ذهن‌شناسی، شناخت ذهنی از جهان واقعی، آگاهی از وضعيت جهان امروز و تقسيم‌بندی جهان مورد بررسي قرار گرفته است.
فهم موانع انديشيدن
   فهم موانع انديشيدن چند جانبه است:
    الف: تعليم روش آموزش و درك چگونگي و هدف آن؛
    ب: تعليم روش پژوهش و فهم نحوه انجام پژوهش‌ها؛
    ج: تعليم روش فكركردن بجاي آموزش فكر.
   در وضعيت كنوني هر سه روش بيمار بوده و گذر از آنها به سادگي ممكن نمي‌شود. زيرا فرهنگِ فكر، آموزش، پژوهش، علم و فن بيمار شده و اگر بناست كاري صورت گيرد بايد اين موانع اصلي برطرف شوند. اگر به نحوي هر يك از موانع برجاي بمانند كاري در اين سامانه صورت نمي‌گيرد.
   در اين نگاه سه مسئله روش، پديده و موانع انديشيدن مورد بررسي قرار گرفته و نشان داده كه موانع انديشيدن چندجانبه است که شامل انديشيدن درباره اشيای وجودی، خاصه‌های پديداری، خصلت‌های انديشه بشری، ناتوانی فکری، فقر امکانات ذهنی و مغزی و ناهماهنگی زمينه‌های اجتماعی، فرهنگی، سياسی و حکومتی مي‌شود.
فلسفه فكرسازي
   فلسفه فكرسازي با پرسش از فکر چه می‌دانيم؟ شروع شده است. اين فلسفه در واقعيت عملي راهبرد فلسفي برای فلسفه‌سازی بنيادين است.
   اين بحث را با چيستی فلسفه و چگونه فکری بودن آن پی‌گرفته و باور يافته كه در فلسفه فکر خاصيت منطق فکر وجود دارد. در اين بخش به ملازمات و تحليل فکر بنيادين نيز توجه شده است.
روشي بودن فكر
   روشي بودن فكر با دانش و فکر بنيادين شروع شده و سپس از دو خاستگاه سطحی و عمقی فکر سخن به ميان آمده است.
   از سوي ديگر روشي براي فكركردن، در واقع‌ انتقادي از روش آموزش كنوني است. اين آموزش بيمار است و بيماري در فرهنگ آن رخنه كرده و نيز به اشاعه فرهنگ بيماري پرداخته است. بنابراين ارائه روشي براي فكركردن هم‌ كاري دشوار است و هم براي تحول جامعه امروزي امري لازم و اجتناب‌ناپذير است.
تمهيداتي براي فكرسازي
   تمهيداتي براي فكرسازي طرحی برای فکرسازی روش‌مند است. در اين عرصه به سه فکر «حقيقی، مصنوعی و پنداري» ملاحظه شده است.
   در اين بخش مباحثی مانند نسبت فکر با بشر، تفکر در ايران کنونی، صورت‌بندی اتاق فکر، ملازمات فکر، منطق عملی فكر، خاصه‌های فکر، فراگيری فکر، فکرشناسی، تاريخ فکر، منطق فکرشناسی، معرفت‌‌شناسی فکر، تصورپذيری، مردم‌پسندی، امکان فکرسازی، فعاليت عقلانی، رؤياهای ذهنی، فکر تاريخی، فکر و صدق و کذب، منابع نخستين فلسفه فكر، فکر ناب، حقيقت بشری، فکر استعلايی، مفهوم پايه، فکرگرايی، مسايل فکر، فکرشناختی، احکام فکری، طبيعت مفهومی، مفاهمه فکری، فکرشناسی و فكرسازي بنيادی طرح شده است.
تئوري اتاق فکر
   تئوري اتاق فکر مدل جديدی در گفتمان فکرسازی بشر است. در اين نظريه سه مفهوم از مفاهيم پايه اتاق فکر به شمار آمدند:
    الف: فکرپژوهی در کنار دانش‌پژوهی؛
    ب: مسئله‌سازی فکر در کنار پارادايم‌های مسلط دانشی؛
    ج: کارگاه فکرسازی در کنار کارگاه دانشی.
   اتاق فکر در مفهوم وسيع‌تر ديباچه‌ای برای به وجود آمدن انديشکده و انديشگاه و سپس کرسی فکر است. اين اتاق در سه وضع تأسيس، كارگاه و كرسي در حوزه عملي توفيق بسياري به دست نياورده و اغلب اتاق مشاوره يا بحران يا اتاق‌هايي نظير اتاق فسيل شده مديريتي، سياسي، هنري، فرهنگي و بازرگاني برجاي آن نشسته است.
   تئوري اتاق فكر برشانه فلسفه فكر و مفاهمه فكر و نيز منطق بنيادين فكر به وجود آمده است. يعني هر يك از اين مباحث زيرساختي به نحوي در پديداري اين تفكر پايه كمك كردند تا جامعه امروز ايراني از مواهب اتاق فكر بومي بهره‌مند شود.
   اتاق فكر ساختاري به مثابه مفهوم‌ستاني، مفهوم‌پژوهي و مفهوم‌سازي بنيادين در حوزه انسانی است. اين اتاق سازوكاري برای انديشيدنِ روش‌مند در خانه تاريکی‌هاست.
   اتاق فکر در وضع بشری تاريک است و صورت‌بندی آن در مناسبت‌های فکرسازی روييده می‌شود. يعني هر فکر با سياهچاله‌ای مواجه است که به کُندی روزنه‌ای از روشنايی در آن ديده می‌شود. با اين بيان اتاق فكر در حقيقت اتاق ذهن است كه در آن مديريت فكر صورت مي‌گيرد.
   اتاق فكر به لحاظ ساختاري سه ركن دارد:
    اول: تأسيس اتاق فكر؛ (شكلي و ذهني)
    دوم: كارگاه فكر؛ (در كنار گارگاه علم و فن)
    سوم: كرسي فكر.(در پرتو كرسي علم و فن)
   اين اتاق به لحاظ مفهومي نيز سه ركن ويژه دارد:
    الف: مفهوم‌ستاني؛ (كشف مفاهيم تاريخي)
    ب: مفهوم‌پژوهي؛ (پژوهش در مفاهيم تاريخي)
    ج: مفهوم‌سازي. (برشانه فهمِ مفاهيم پيشين)
   در اين عرصه هر يك از اركان ساختاري و مفهومي به كمك ستاد اتاق فكر و شوراي اتاق فكر قابليت اجرايي پيدا مي‌كنند. در مجموعه اتاق فكر تجمع ستاد، شورا و مجموعه فكرستانان، فكرپژوهان و فكرسازان صورت مي‌گيرد كه آن دو ابزار كارآمدي و كارآيي اتاق فكر به حساب مي‌آيند.
ساختار اتاق و كرسي فكر
   سه بحث تشكيل اتاق فكر، ساختار اتاق فكر و كرسي فكر در امتداد تئوري اتاق فكر قرار دارند. در اولي سه امكان سنجي فكر‌پژوهي، احياي منطق فكر و شناسايي فكرپژوهان مورد توجه قرار گرفته و در دومي بحث رياست، شورا و ستاد اتاق فكر و كرسي فكر به بحث گذاشته شده است.
   در اين بخش اموري مانند تاريخچه، ضرورت، شناسايي، شاخص‌ها، تئوري، فعاليت‌ها، ساختار توليد فكر، سرمشق‌ها، ويژگي‌ها، مفاهيم، كاركردها، وظايف، هدف‌ها، دغدغه‌ها، ملاحظات، مديريت، تأثيرگذاري، موانع، راهكارها و مسئله چه بايد كرد؛ مورد بررسي اجمالي قرار گرفته است.
كانون‌هاي تفكر
   كانون‌هاي تفكر با رويكرد آينده‌‌پژوهي درنگي در حال دارند و به سمت آينده‌پژوهي مي‌روند و در تحولات آينده به مطالعه مي‌پردازند. كانون‌ها با توجه به حساسيت عصر جديد به وجود آمدند تا مسائل بنيادين جامعه، دولت و حكومت را به ‌صورت تعاملي حل‌و‌فصل كنند.
   در اين بخش به مسائلي مانند ضرورت كانون‌هاي تفكر، چيستي كانون‌ها، ويژگي كانون‌ها، سير تحول كانون‌ها، تفكر كانوني، ملاحظات كانوني، انتظار دولت از كانون‌هاي تفكر و كاركردهاي كانوني در حوزه عمومي توجه شده است.
دولت به مثابه كانون تفكر
  از طرفي دو بحث دولت به مثابه كانون تفكر و منطق دولت‌سازي در امتداد اين انديشه قرار دارند و در جهت روشن‌گري آن گام بر مي‌دارند.
ايده فكر اقتصادي
   ايده فكر اقتصادي ياداشت کوتاهی است که در آن به نقشه مفهومی اقتصاد ملی توجه شده است. در اين گزارش تأكيد شده كه اقتصاد ملی با ايده فکر اقتصادی شروع می‌شود و سپس مشخصه خود را در دولت ملی نشان می‌دهد. بنا به اين منطق، اقتصاد ملی نوعي از استراتژی برای زنده كردن و گشودن وضعيت فکر اقتصادی در حوزه عمومی است. براساس اين باور وضعيت فكر اقتصادي در دولت‌هاي جديد، اقتصاد غيرفكري است. اين شيوه در قانون‌گذاري و قضايي نيز چشم انداز مشابه دارد و در آن‌ها رويكرد ايده‌اي از دستور افتاده است.
منشور فكرسازي
   منشور فكرسازي با تکيه بر فرهنگ و منطق فکر توجيه يافته است. در اين بخش به مباحثی مانند فرصت‌سازی برای فکرسازی، فرهنگ‌سازی تفکر، روش‌مند کردن فکرسازی، مدل‌سازی فکر، فراهم آوردن شورای فکرسازی، احيای فرهنگ گفتمان فکر، احيای پژوهش‌های انسانی و ايجاد پايگاه فکر پژوهشی پرداخته است.
پژوهش‌هاي فكر بنيادين
   پژوهش‌هاي فكر بنيادين به مباحثی مانند پايگاه فکرشناسی، مرز دانشی و فکری، مفاهيم کليدی اتاق فکر، وضعيت کنونی تفکر در ايران، انجمن اتاق فکر، انجمن اتاق دانش، فکرسازی، مجاری عمل اتاق فکر، پارادايم‌های اتاق فکر، اتاق فکر در علوم انسانی، فکر خودبنياد، کارکردهای اتاق فکر، کارنامه دولت فکر و توجيه فکری اشاره گرديده است.
احياي پژوهش‌هاي فكر
   احياي پژوهش‌هاي فكر بنا به اين باور تقويت شد كه در كنار پژوهشگاه‌هاي مختلف كشور پژوهش‌هاي فكري تأسيس شود تا حلقه استراتژيستي فكرستانان، فكر‌پژوهان و فكر‌سازان شكل واقعي پيدا كند. از طرفي شكل كلي اين پژوهش‌ها به صورتي طراحي شده كه خوانندگان بتوانند درباره آن به تأمل بپردازند. در عين حال اميد است ارباب قدرت، سياست و ثروت با سياست‌گذاري ملي با احيايي موقوفه هايي براي توليد فكر و سياست بنيادين در اين سمت حركت كرده و در تأسيس چنين پژوهش‌هايي اقدام عملي كنند.
چرا پيكار با اتاق فكر
   تئوري اتاق فكر پاسخي به فقر شناسايی فكر و سازوكاري براي مديريت فكر است. در اين بخش تأکيد شده كه تئوری اتاق فکر به دسته‌بندی سياسی و حكومتي ارتباطي ندارد. اين تئوري بنا دارد مدل منطق بنيادين فكر را از ورود به گرداب سياست‌زدگی و عوام‌زدگیِ دانشگاهی، حوزوي و پژوهشگاهي نجات دهد تا در گرداب به هم فشرده دانش‌آموختگي غرق نشود و جايگاه نخبگي خود را پيدا كند.
   اين تئوري پيکار با اتاق فکر را شوخی ساده لوحی در حوزه عمومی می‌داند. زيرا اتاق فکر ستاد سياست‌بازی انتخاباتی يا اتاق بحران و مشاوران وزارتي، سازماني و مديريتي نيست. اين اتاق مکانيزمی برای فكرستاني، فکرپژوهي و فكرسازی به منظور احراز امنيت ملی برپايه منافع و مصالح ملی است.
   در اين تئوري تأكيد شد كه استفاده غيرفکری از اتاق فکر برای هر گرايش سياسی ممنوع است. زيرا از نظر اين تئوري اغلب مباحثی که در دانشگاه‌ها، حوزه‌ها، پژوهشگاه‌ها، وزارتخانه‌ها و رسانه‌ها از اتاق فکر بومي گفته شده، برداشت عرفي از اتاق فکر بوده و همه رويکردی غيرفکری از اتاق فکر داشته‌اند كه با اتاق فكر به مثابه مفاهمه فكر و منطق فكر برپايه مفاهمه فكر متفاوت است.
   در پايان كتاب منطق بنيادين فکر می‌خوانيم نه آنچه در رسانه‌ها از اتاق فکر ياد می‌شود حاوی جامعيت منطق بنيادين فکر است و نه آنچه با آن اعتراض مي‌شود، مخالفت از اتاق فکر بنيادين است. من احساس می‌کنم كه موافقان و مخالفان اتاق فكر هيچ يک دغدغه فکري ندارند و خيال‌بافي آنان در اين چارچوب قرار نمي‌گيرد. زيرا آنان نه مفهومی برای اتاق فکر ساخته‌اند و نه مفاهيم ساخته شده را به نيکی دريافتند و تنها واژه نحوی و شايد دلالتي اتاق فکر را در ادبيات عرفي به کار می‌گيرند که فاقد مفهوم، معنا و منطق فکری در جامعه فكري است. بنابراين تأسيس اتاق فكر بومي در پرتو كارگاه فكر و كرسي فكر نياز به ايده‌ستاني، ايده‌پژوهي و ايده‌سازي بنيادين دارد كه با اصطلاحات و زبان خود ساخته نشان داده مي‌شوند.