دانا كسي است كه مي‌داند چه مي‌داند و به اين اصل توجه دارد كه دانايي او چه كاربردي در كجا دارد.

 دانا صاحب ذهن، خرد و فكر برتر است و اين توانايي را در كشمكش‌هاي ذهن و مغز به تصوير مي‌كشد.
    ذهن دانا عميقانه فعال است و با خرد آن را مديريت مي‌كند. اين ذهن نهادي ناآرام دارد و در آن قابليت فكربرانگيزي مشاهده مي‌شود.
    انسان دانا ذهني ايده‌شناس، ايده‌پژوه و ايده‌ساز دارد. او با فكر و منطق انديشه به دنبال مفهوم‌پژوهي و مفهوم‌سازي بنيادين در سراي واقعيت‌ها است.
    او با ايده‌ها، مفاهيم و خردمندي‌ها‌يش گشوده و شناخته مي‌شود. در وجود اين انسان سه اصل ذهن خلاق، خرد فعال و فكر بنيادين حق حيات ويژه دارند. اين اصول زيرساخت وجودي انسان را تشكيل مي‌دهند و به آنان حيات نوبه‌نو مي‌بخشند.
    با اين رويكرد انسان به ميزاني كه خردمند باشد صاحب فكر است. يعني خردمندي معيار تعيين فكرمندي است. با اين برداشت ذهن و خرد معيار سنجش دو اصل دانايي و باسوادي به شمار مي‌روند. به هر حال انسان خردمند و دانا با خرد مي‌داند كه چه چيزي را دانسته و آنها را با محك خرد مي‌آزمايد و در اَبَرزبان ساكن مي‌كند تا بازفهمي و بازطراحي آن در دوره‌هاي بعدي ممكن باشد.