فكر در راه ممكن مي‌رود و پيش از هر چيز محدوديت‌هاي ذهن انساني را پذيرفته است. با اين حال فكر تسليم محدوديت‌هاي ذهن انسان نمي‌شود و با خرد در پي ويران‌كردن مرزهاي ذهن است.   اصول فكر انساني

گشایش در جهان تفکر

     فيلسوف فكر تعهدي به آگاهي و گواهي ندارد و روي هم رفته همراهي براي او با اين پيش‌داوري نگران‌كننده است. او نگران سعادت انسان است و فكر مي‌كند كه با فضيلت و خير مي‌تواند به آن دست يابد تا در عصر نااميدي‌ها رگه‌اي از اميد در وجود انسان به وجود آورد.

    فيلسوف بزرگ در خردمندي شناخته مي‌شود. چون خردمندي، معيار فيلسوفي است و اين ويژگي در ذات تفكر ديده مي‌شود. يعني زماني كه خورشيد آگاهي و گواهي در خانه فيلسوف نمي‌تابد، او در خواب زمستاني به سر مي‌برد.

    تفكر هنوز در مقياس كوچك امري ممكن است و انسان در فضاي فكري مي‌تواند حركت كند. انسان امروز با منطق تفكر و انديشه فاصله گرفته و از آن به شدت هراسان شده است. او بيش از آن كه نگران بي‌فكري باشد، نگران چرخه فكركردن است. بنابراين تفكر خلاق بشري در كمين باورهاي غولان به گِل نشسته است.

 درنگی درباره کتابها

?>